ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٨٩ - وجود حكم رجم و حكم قصاص در تورات فعلى
بيست و يكم از سفر خروج چنين مىخوانيم: (١٢) اگر كسى انسانى را بزند و در اثر ضربه به او، آن انسان بميرد، به نحوى كشته مىشود (١٣) و ليكن اگر او از اول قصد كشتن نداشته باشد بلكه خداى تعالى مردن او را به دست وى واقع سازد، من براى تو مكانى معين مىكنم كه قاتل خطايى به آنجا بگريزد ... (٢٣) و اگر تنها جراحتى بر دارد و آزارى ببيند، نفس به نفس (٢٤) و چشم به چشم و دندان به دندان و دست به دست و پا به پا (٢٥) و داغ به داغ و زخم به زخم و شكستگى استخوان به شكستن استخوان تلافى مىشود.[١] و در اصحاح بيست و چهارم از سفر لاوىها چنين مىخوانيم: (١٧) و اگر شخصى انسانى را بميراند (باعث مردن او شود) بايد كشته شود (١٨) و اگر شخصى چهار پايى را بميراند، عوضش را بايد بدهد، نفس به نفس، چشم به چشم و دندان به دندان و عين آن عيبى كه در انسانى به وجود آورد، در خودش بوجود مىآورند.[٢] و در تفسير در المنثور است كه احمد و ابو داود و ابن جرير و ابن منذر و طبرانى و ابو الشيخ و ابن مردويه، از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: خداى تعالى آيه شريفه:(وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ ... الظَّالِمُونَ ...) الفاسقون را خداوند در باره دو طائفه از يهود نازل كرد كه در دوره جاهليت يك طائفه، طائفه ديگر را مقهور و ذليل خود قرار داده بود، بطورى كه طائفه مقهور رضايت داده بودند به اينكه اگر از طائفه قاهر و زورمند فردى از آنان را كشت فقط پنجاه وسق خون بها بپردازد ولى اگر از طائفه ذليل و مقهور فردى از طائفه قاهر را كشت صد وسق خون بها بپردازد، اين قرار نابرابر و غير عادلانه هم چنان در بين اين دو طائفه از يهود معمول بود تا آنكه رسول خدا ٦ از مكه به مدينه هجرت فرمود، در همان اوايل هجرت كه رسول خدا ٦ عليه اين دو طائفه از يهود جبهه نگرفته بود، يهوديان دو قبيله، مقدم آن جناب را گرامى داشتند، قبيله ذليل و مقهور با ورود آن جناب احساس پشت گرمى نموده، عليه آن قبيله ديگر قيام نمود و گفت: كجاى دنيا سراغ داريد كه دو قبيله همسايه كه دين واحدى و دودمان واحدى و سرزمين واحدى داشته باشند، آن وقت خون بهاى يكى نصف خون بهاى ديگرى باشد؟ ما اگر تا كنون تن به اين ذلت داده بوديم از ترس بود و مىخواستيم زن و بچههايمان از شر شما ايمن باشند و حال كه محمد به مدينه آمده، ديگر حاضر نيستيم چنين امتيازى به شما بدهيم، آن قبيله ديگر اعتنايى به گفته اينان نكردند تا كار
[١] التوراة العربى ص ٨٥ الاصحاح ٢١.
[٢] التوراة العربى ص ١٣٨ الاصحاح ٢٥.