ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١٣ - اعتقاد به محال بودن نسخ و بداء مستلزم محدود دانستن قدرت خداى تعالى است
است و چون جمله معترضه (لقحت حرب وائل عن حيالى- كه آتش جنگ وائل در برابرم شعلهور شد) بين صدر و ذيل كلام فاصله شده بود، مجددا صدر كلام را تكرار كرد.
در مقابل آن احتمال، احتمال ديگرى هست و آن اين است كه خطاب(يا أَهْلَ الْكِتابِ) تكرار خطاب قبلى نباشد بلكه خطابى از نو باشد و جمله(يُبَيِّنُ لَكُمْ) نيز اشاره به همان بيان قبلى نباشد بلكه متعلق آن حذف شده باشد يا براى اينكه خواسته باشد عموميت را برساند يعنى بفرمايد: اى اهل كتاب رسولى به سوى شما آمد تا همه چيز را براى شما بيان كند البته همه چيزهايى كه احتياج به بيان دارد و يا براى بزرگداشت آنچه حذف شده و خواسته باشد بفهماند: اين رسول به سوى شما آمد تا امرى عظيم را كه شما محتاج به بيان آن هستيد برايتان بيان كند و جمله:(عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ) بى اشعار و بلكه بى دلالت نيست بر اينكه آن حاجت چيست، چون معناى آيه روى هم چنين است: رسولى به سوى شما آمد تا برايتان بيان كند چيزى را كه گذشت مدتى طولانى از آخرين پيامبر قبلى و نيامدن پيامبرى ديگر شما را محتاج به بيان آن نموده است.
جمله:(أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشِيرٍ وَ لا نَذِيرٍ ...) متعلق است به جمله: قد جاءكم ، چيزى كه هست در اين ميان كلمه: حذر و يا كلمه: لئلا از اول آن افتاده و تقدير جمله چنين است: حذر أن تقولوا و يا لئلا تقولوا يعنى: ما اين رسول را فرستاديم تا مبادا شما چنين و چنان گوئيد و يا ما اين رسول را فرستاديم تا شما چنين و چنان نگوئيد .
[اعتقاد به محال بودن نسخ و بداء مستلزم محدود دانستن قدرت خداى تعالى است]
و جمله:(وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) گويى مىخواهد توهمى را كه ممكن است به ذهن افرادى بيايد رفع كند، چون يهوديان به خاطر اينكه نسخ و بداء را محال مىپنداشتند معتقد بودند كه شريعت تورات نسخ نخواهد شد و بعد از آن ديگر شريعتى نخواهد آمد، خداى تعالى در جمله مورد بحث اين توهم را دفع نموده و مىفرمايد: اين عقيده شما با عموميت قدرت حقتعالى منافات دارد، شما داريد با اين عقيده باطل خود قدرت خدا را محدود مىكنيد با اينكه خداى تعالى بر هر چيزى قادر است، هم بر نسخ و هم بر بداء، و ما در جلد اول در تفسير آيه شريفه:
(ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها ...)[١] پيرامون اين مساله بحث كرديم.
[١] سوره بقره، آيه ١٠٦ .