ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٩٩ - آن قاضى كه هم به حق آگاه باشد و هم به حق قضاوت كند، اهل بهشت است
كرده است ، از تشبيه ديه شرعى كه چند قسم است به قصاص، و تنزيل آن به منزله قصاص، و سنجيدن قصاص و ديه را با مغفرت گناهان استفاده شده باشد، و چون مغفرت گناهان نيز منقسم و داراى شدت و ضعف است، در نتيجه بعضى از مراتب ديه بر بعضى از مراتب مغفرت و كل ديه بر كل مغفرت منطبق مىشود.
و در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه:(لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً) از قول امام (ع) گفته است: يعنى براى هر پيغمبرى شريعتى و طريقهاى است.[١]
[آن قاضى كه هم به حق آگاه باشد و هم به حق قضاوت كند، اهل بهشت است]
و در تفسير برهان در ذيل آيه:(أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ...) از كافى روايتى آورده كه مرحوم كلينى آن را به سند خود از احمد بن محمد بن خالد از پدرش نقل كرده و پدر او بقيه افراد سند را انداخته و مستقيما از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: قضا چهار قسم است، مباشر سه قسم از آن در آتش است، و مباشر يك قسم در بهشت، مردى كه قضاوت به جور و بنا حق كند با اينكه به موازين قضا آگاه است او در آتش است، و مردى هم كه به جور قضاوت كند و اين قضاوت به جورش براى اين است كه به موازين قضا آگاهى ندارد در آتش است، و مردى كه به حق قضاوت كند ولى به موازين قضا آگاه نيست او نيز در آتش است، تنها كسى در بهشت است كه هم به حق قضاوت كند، و هم به موازين قضاوت آگاه باشد.
و نيز همان جناب فرمود: حكم- كه حاصل قضاوت است- دو نوع است، يكى حكم خدا و يكى حكم جاهليت، قهرا كسى كه به حكم خدا حكم نكرده باشد به حكم جاهليت حكم كرده است.[٢] مؤلف: در معناى اين دو روايت اخبار بسيار زيادى از طرق شيعه و طرق اهل سنت در كتابهاى حديث هر دو طائفه در باب قضا و شهادات آمده، و آيه شريفه اشعار و بلكه دلالت بر هر دو معنا دارد، اما بالنسبه به معناى اول بيان دلالت آيه بر آن اين است كه حكم به جور چه اينكه حاكم با علم به جور بودنش حكم كرده باشد و چه اطلاعى از جور بودنش نداشته باشد، بالآخره جور است، هر چند كه در صورت دوم تصادفا جور از آب در آمده باشد، و همچنين حكم به حق با جهل به موازين، كه آن نيز به تصادف حق از آب در آمده و هر دو مورد پيروى هواى نفس است كه خداى تعالى از آن نهى كرده، و فرموده:(فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ)، كه در اين آيه از پيروى هواى نفس در حال حكم كردن تحذير نموده، و حكم ناشى از پيروى هوا را در مقابل حكم به حق قرار داده و از همين مقابله به
[١] تفسير قمى ج ١ ص ١٧٠- ١٦٩.
[٢] تفسير برهان ج ١ ص ٤٧٨ ح ١.