ترجمه تفسیر المیزان
(١)
ادامه سوره نساء
٣ ص
(٢)
سوره النساء(4) آيات 77 تا 80
٣ ص
(٣)
ترجمه آيات
٣ ص
(٤)
بيان آيات ملامت افراد ضعيف از مسلمين كه به حكم قتال اعتراض نمودند، و پاسخ به آنها
٤ ص
(٥)
مرگ سرنوشتى محتوم است و با فرار از ميدان جنگ و جهاد نمىتوان از چنگ آن رهايى يافت
٦ ص
(٦)
حسنات و خيرات از ناحيه خداى سبحان است و ناگواريها و سيئات از ناحيه خود انسانها است و در عين حال همه حسنات و سيئات مستند به خداى تعالى است
٨ ص
(٧)
گفتارى در اينكه حسنات و سيئات مستند به خداى تعالى است
١٠ ص
(٨)
دائمى و ثابت بودن دستهاى از نيكيها و بديها
١١ ص
(٩)
خيرات و حسنات عناوين وجودى و شرور و سيئات عناوين عدمى مىباشند
١٣ ص
(١٠)
اعطاء و انعام خداوند به مقدار ظرفيت و استحقاق هر كس و هر چيز است
١٦ ص
(١١)
وجه خطاب به شخص رسول الله
١٨ ص
(١٢)
بحث روايتى(در باره شان نزول آيه مربوط به استنكاف از قتال، بلايا و محنتها، نسبت به مؤمن و )
٢٠ ص
(١٣)
سوره النساء(4) آيات 81 تا 84
٢٤ ص
(١٤)
ترجمه آيات
٢٤ ص
(١٥)
بيان آيات
٢٥ ص
(١٦)
پى بردن به حقانيت قرآن با تدبر در آن و نيافتن اختلاف و تفاوت در بيانات آن
٢٦ ص
(١٧)
ملامت افراد ضعيف الايمان كه شايعات دشمن ساخته را پراكنده مىسازند
٢٨ ص
(١٨)
توصيه به مؤمنين كه از جو سازان نترسند و فقط از خدا بترسند
٢٩ ص
(١٩)
وظيفه مؤمنين در مواجهه با شايعات، ارجاع آنها به رسول
٣٠ ص
(٢٠)
احتمالاتى كه در باره مراد از اولى الامر در آيه شريفه داده شده است و بيان اينكه وجه صحيح در معناى آن همان است كه در آيه أطيعوا الله و أطيعوا الرسول گفتهايم
٣١ ص
(٢١)
مراد از استثنا در الا قليلا و اشاره به اقوالى كه در اين مورد گفته شده است
٣٤ ص
(٢٢)
بحث روايتى(رواياتى در باره شايعه پراكنى، مراد از رحمت و فضل خدا در آيه، مامور شدن رسول الله
٣٧ ص
(٢٣)
سوره النساء(4) آيات 85 تا 91
٤١ ص
(٢٤)
ترجمه آيات
٤٢ ص
(٢٥)
بيان آيات
٤٢ ص
(٢٦)
نهى از شفاعت و وساطت در كار بد(وساطت براى منافقين)
٤٣ ص
(٢٧)
گمراهى منافقين مستند به خدا است و با شفاعت و دلسوزى هدايت نمىشوند
٤٤ ص
(٢٨)
گفتارى در معناى تحيت(اشاره به ريشه استكبارى داشتن تحيات در اقوام و امم غير اسلامى و توضيح و تشريح معناى كلمه سلام كه تحيت مسلمين است)
٤٦ ص
(٢٩)
بحث روايتى(رواياتى در باره آداب تحيت و رواياتى در باره شان نزول آيات گذشته)
٤٩ ص
(٣٠)
سوره النساء(4) آيات 92 تا 94
٥٨ ص
(٣١)
ترجمه آيات
٥٨ ص
(٣٢)
بيان آيات
٥٩ ص
(٣٣)
استثناء الا خطا از ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمنا متعمدا استثناء حقيقى و متصل است
٥٩ ص
(٣٤)
حكم قتل خطايى
٦٠ ص
(٣٥)
آزادى نوعى حيات، و بردگى نوعى قتل است
٦١ ص
(٣٦)
تهديد سخت به خلود در آتش در باره كسى كه مؤمنى را عمدا بكشد
٦٢ ص
(٣٧)
بحث روايتى(در باره شان نزول آيات مربوط به قتل عمد و قتل خطاى مؤمن)
٦٤ ص
(٣٨)
سوره النساء(4) آيات 95 تا 100
٧٠ ص
(٣٩)
ترجمه آيات
٧٠ ص
(٤٠)
بيان آيات
٧١ ص
(٤١)
يكسان نبودن مجاهدين و قاعدين در فضيلت، و ترغيب و تحريك نمودن مسلمين به پرداختن به امر جهاد
٧١ ص
(٤٢)
بيان شگفتى آيات مربوط به تفضيل مجاهدين بر قاعدين، از نظر سياق، و دفع توهم وجود شائبه تناقض در آن دو آيه
٧٣ ص
(٤٣)
توبيخ كسانى كه بر اثر سلطه مشركين بر آنها از تمسك به دين باز ماندند بخاطر مهاجرت نكردنشان به سرزمينى ديگر
٧٧ ص
(٤٤)
گفتار در معناى مستضعف
٧٩ ص
(٤٥)
هيچ انسانى فى نفسه بى نياز از عفو الهى نيست و مستضعف نيز به علت جهلى كه بدان دچار است و به جهت اينكه در صدد تحصيل سعادت بر نيامده است نيازمند عفو الهى است
٨١ ص
(٤٦)
گروهها و طوائف مختلف از مدعيان ايمان، از لحاظ زندگى در دار الايمان يا دار الشرك و از لحاظ جهاد يا قعود، و هجرت يا سكون
٨٤ ص
(٤٧)
بحث روايتى رواياتى در باره شان نزول آيات گذشته
٨٦ ص
(٤٨)
رواياتى در باره معناى مستضعفين
٩٠ ص
(٤٩)
سوره النساء(4) آيات 101 تا 104
٩٦ ص
(٥٠)
ترجمه آيات
٩٦ ص
(٥١)
بيان آيات بيان آيات مربوط به نماز خوف و حكم نماز مسافر
٩٧ ص
(٥٢)
در حال نماز، جنگ افزارهايتان را همراه داشته باشيد و جانب احتياط را بگيريد تا غافلگير نشويد
٩٩ ص
(٥٣)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات گذشته مربوط به نماز خوف و نماز مسافر و وقت نمازهاى واجب)
١٠٢ ص
(٥٤)
سوره النساء(4) آيات 105 تا 126
١٠٩ ص
(٥٥)
ترجمه آيات
١١٠ ص
(٥٦)
بيان آيات بيان آهنگ كلى اين آيات و زمينه نزول آنها
١١٢ ص
(٥٧)
نهى پيامبر
١١٤ ص
(٥٨)
معناى امر خداوند به رسول الله
١١٥ ص
(٥٩)
بيان سه جهت در باره گناهى كه با علم به گناه بودن آن صادر شود
١١٩ ص
(٦٠)
آثار و تبعات گناه فقط گريبانگير شخص گنهكار است، نه غير از او
١٢٠ ص
(٦١)
معناى كلمه خطيئه و اشاره به وجه بكار بردن تعابير مختلف در باره معصيت
١٢١ ص
(٦٢)
انزال كتاب بر رسول الله
١٢٤ ص
(٦٣)
گفتارى پيرامون معناى عصمت
١٢٤ ص
(٦٤)
منشا عصمت نوعى از علم است، غير از علوم معمول و عادى كه تاثير غالبى دارند نه دائمى
١٢٥ ص
(٦٥)
مراد از انزال و تعليم به رسول الله در جمله و أنزل الله عليك الكتاب و الحكمة و علمك دو نوع علم است
١٢٧ ص
(٦٦)
بيان مراد از كتاب و حكمت و علمى كه هرگز با آموختن به دست نمىآوردى در آيه شريفه فوق
١٢٨ ص
(٦٧)
بيان آيات
١٢٩ ص
(٦٨)
مراد از سبيل المؤمنين كه از اتباع غير آن نهى شده، اطاعت از رسول الله
١٣١ ص
(٦٩)
مشاقه و دشمنى با رسول
١٣٣ ص
(٧٠)
وجه اينكه از خدايان دروغين به اناث تعبير شده
١٣٤ ص
(٧١)
بيان حال فريب خوردگان شيطان و عاقبت كار آنها
١٣٦ ص
(٧٢)
كرامت نزد خدا بستگى به اعمال دارد و كسى از خداوند طلبكار نيست
١٣٩ ص
(٧٣)
عمل كنندگان به بخشى از اعمال صالحه، چه زن و چه مرد، به شرط مؤمن بودن به بهشت مىروند
١٤١ ص
(٧٤)
بحث روايتى(در ذيل آيات گذشته)
١٤٤ ص
(٧٥)
سوره النساء(4) آيات 127 تا 134
١٥٦ ص
(٧٦)
ترجمه آيات
١٥٧ ص
(٧٧)
بيان آيات بيان آيات مربوط به زنان و مسائل زن و شوهر و تعدد زوجات
١٥٨ ص
(٧٨)
اقوال و احتمالاتى كه در باره جمله و ما يتلى عليكم در آيه شريفه گفته شده است
١٦٠ ص
(٧٩)
مقدار واجب از عدالت بين همسران متعدد كه بايد مرد مراعات كند
١٦٣ ص
(٨٠)
دفع توهم اينكه تعدد زوجات در اسلام لغو شده است
١٦٤ ص
(٨١)
معناى جمله إن يشأ يذهبكم أيها الناس و يأت بآخرين
١٦٧ ص
(٨٢)
بحث روايتى(در ذيل آيات مربوط به احكام ارث و زنان و زناشويى و چند همسرى )
١٦٩ ص
(٨٣)
سوره النساء(4) آيه 135
١٧٥ ص
(٨٤)
ترجمه آيه
١٧٥ ص
(٨٥)
بيان آيه
١٧٥ ص
(٨٦)
بيان آيه شريفه مربوط به گواهى دادن
١٧٦ ص
(٨٧)
اشاره به آثار نيكوى شهادت راست و آثار سوء شهادت به دروغ در اجتماع
١٧٧ ص
(٨٨)
بحث روايتى(روايتى در باره سخن حق گفتن مؤمن به مؤمن)
١٧٨ ص
(٨٩)
سوره النساء(4) آيات 136 تا 147
١٨٠ ص
(٩٠)
ترجمه آيات
١٨١ ص
(٩١)
بيان آيات
١٨٢ ص
(٩٢)
معناى جمله يا أيها الذين آمنوا آمنوا و اقوالى كه در اين مورد گفته شده است
١٨٢ ص
(٩٣)
توبه و مغفرت الهى، طبعا و عادتا شامل كسانى كه براى بار دوم به كفر بگروند نمىشود
١٨٤ ص
(٩٤)
احتمالاتى كه در معناى دو بار ايمان آوردن و سپس كفر ورزيدن مىرود
١٨٦ ص
(٩٥)
تهديد برخى از مؤمنين كه كافران را دوست و ولى خود مىگيرند و با آنان مجالست و مخالطت مىكنند
١٨٧ ص
(٩٦)
مراد از نفى سبيل در جمله لن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا
١٨٩ ص
(٩٧)
معناى خدعه منافقين به خدا و خدعه خدا به آنان و ذكر چند صفت از اوصاف منافقين
١٩٠ ص
(٩٨)
ترك ولايت مؤمنين و قبول ولايت كفار نفاق است و اعمال بد بندگان حجتى است عليه آنان
١٩٢ ص
(٩٩)
شرائط از بين بردن ريشههاى نفاق و رهايى از صفات زشت آن
١٩٣ ص
(١٠٠)
بحث روايتى(رواياتى در باره كفر بعد از ايمان، نفى سبيل، خدعه خدا، ريا، )
١٩٥ ص
(١٠١)
سوره النساء(4) آيات 148 تا 149
٢٠٠ ص
(١٠٢)
ترجمه آيات
٢٠٠ ص
(١٠٣)
بيان آيات
٢٠٠ ص
(١٠٤)
مراد از دوست نداشتن خدا بد گويى آشكار را، اينست كه در شريعت خود آن را نكوهيده شمرده است
٢٠١ ص
(١٠٥)
حد مجاز در بدگويى مظلوم از ظالم
٢٠١ ص
(١٠٦)
تشويق به عفو نمودن و چشم پوشى كردن از انتقام
٢٠٣ ص
(١٠٧)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيه شريفه لا يحب الله الجهر بالسوء من القول )
٢٠٤ ص
(١٠٨)
سوره النساء(4) آيات 150 تا 152
٢٠٥ ص
(١٠٩)
ترجمه آيات
٢٠٥ ص
(١١٠)
بيان آيات
٢٠٥ ص
(١١١)
ايمان به خدا مستلزم ايمان به همه رسولان او است و تفرقه انداختن بين خدا و رسولانش كفر حقيقى است
٢٠٦ ص
(١١٢)
سوره النساء(4) آيات 153 تا 169
٢٠٨ ص
(١١٣)
ترجمه آيات
٢٠٩ ص
(١١٤)
بيان آيات
٢١٠ ص
(١١٥)
درخواست اهل كتاب از پيامبر
٢١١ ص
(١١٦)
مشتبه شدن امر بر يهود در مورد كشتن و به دار آويختن عيسى(ع)
٢١٦ ص
(١١٧)
رفع عيسى(ع)(به سوى خدا) با روح و جسم او و نوعى تخليص بوده
٢١٨ ص
(١١٨)
اقوال مختلف در باره معنى و إن من أهل الكتاب إلا ليؤمنن به قبل موته
٢١٩ ص
(١١٩)
دو كيفر، يكى دنيوى و ديگرى اخروى كه يهود به خاطر مظالمشان مستوجب آن دو شدند
٢٢٤ ص
(١٢٠)
توجيهات مختلفى كه در مورد اعراب كلمه المقيمين در آيه شريفه گفته شده است
٢٢٥ ص
(١٢١)
از ميان اهل كتاب راسخون در علم به سبب علم به اينكه وحى به پيامبر اسلام
٢٢٨ ص
(١٢٢)
قيد بعلمه در جمله أنزله بعلمه وحى شيطانها را(از مورد گواهى خدا و ملائكه) خارج مىسازد
٢٣٠ ص
(١٢٣)
بحث روايتى
٢٣٣ ص
(١٢٤)
رواياتى در معناى و إن من أهل الكتاب إلا ليؤمنن به قبل موته و رواياتى در باره نزول عيسى(ع) در هنگام ظهور مهدى(ع)
٢٣٣ ص
(١٢٥)
رواياتى در ذيل إنا أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح و النبيين من بعده و در ذيل و رسلا لم نقصصهم عليك
٢٣٧ ص
(١٢٦)
سوره النساء(4) آيات 170 تا 175
٢٤٠ ص
(١٢٧)
ترجمه آيات
٢٤٠ ص
(١٢٨)
بيان آيات
٢٤١ ص
(١٢٩)
با مالكيت مطلقه الهى، كفر كافران چيزى را از ملك و سلطه خداى سبحان سلب نمىكند
٢٤٢ ص
(١٣٠)
كلمه و روح بودن عيسى(ع)
٢٤٤ ص
(١٣١)
منزه بودن خداى سبحان از داشتن فرزند و نفى فرزند بودن عيسى(ع) براى خدا و الوهيت او
٢٤٥ ص
(١٣٢)
معناى برهان و مراد از برهان در قد جاءكم برهان من ربكم
٢٤٨ ص
(١٣٣)
سوره النساء(4) آيه 176
٢٥٠ ص
(١٣٤)
ترجمه آيه
٢٥٠ ص
(١٣٥)
بيان آيه
٢٥٠ ص
(١٣٦)
بحث روايتى(در ذيل آيه شريفه مربوط به سهام ارث خويشاوندان ابوين يا پدرى)
٢٥٢ ص
(١٣٧)
(5) سوره مائده مدنى است و يكصد و بيست آيه دارد(120)
٢٥٥ ص
(١٣٨)
سوره المائدة(5) آيات 1 تا 3
٢٥٥ ص
(١٣٩)
ترجمه آيات
٢٥٥ ص
(١٤٠)
بيان آيات
٢٥٦ ص
(١٤١)
معناى عقد و وجوهى كه در بيان مراد از عقود در أوفوا بالعقود گفته شده است
٢٥٧ ص
(١٤٢)
بحثى پيرامون معناى عقد
٢٥٨ ص
(١٤٣)
حسن وفاى به عهد و قبح نقض عهد از فطريات بشر است و انسان در زندگى فردى و اجتماعى بى نياز از عهد و وفاى به آن نيست
٢٥٩ ص
(١٤٤)
اهتمام شارع مقدس اسلام به حرمت عهد و لزوم وفاى به آن
٢٥٩ ص
(١٤٥)
مقايسه اسلام با ديگر سنتهاى اجتماعى در مساله عهد و وفاى به آن
٢٦٢ ص
(١٤٦)
بيان آيات
٢٦٣ ص
(١٤٧)
تحريم خون و سه نوع گوشت
٢٦٦ ص
(١٤٨)
معناى استقسام به ازلام كه از آن نهى شده است
٢٧٠ ص
(١٤٩)
جمله اليوم يئس الذين كفروا من دينكم معترضه است و ربطى به صدر و ذيل آيه حرمت عليكم ندارد
٢٧٢ ص
(١٥٠)
منظور از روزى كه كافران از(غلبه بر) دين مسلمانان نااميد شدند چه روزى است؟
٢٧٣ ص
(١٥١)
يكى از احتمالاتى كه در باره مراد از يوم در اليوم يئس الذين كفروا داده شده و رد آن
٢٧٨ ص
(١٥٢)
مراد از يوم در آيه شريفه از نظر ما، با دقت نظر در تفسير آيه شريفه
٢٨٠ ص
(١٥٣)
آخرين اميد كافران براى محو دين اسلام، به مرگ پيامبر
٢٨٣ ص
(١٥٤)
آيه شريفه در مورد ولايت على(ع) و در روز غدير خم كه قيام دين به حامل شخصى مبدل به قيام به حامل نوعى شد، نازل گشته است
٢٨٤ ص
(١٥٥)
جمله فلا تخشوهم و اخشون در مقام تهديد است نه در مقام منت گذارى
٢٨٥ ص
(١٥٦)
معناى تمام و كمال و فرق آن دو
٢٨٨ ص
(١٥٧)
آنچه كه انسان با تصرف در آن راه خدا را طى كند نعمت است
٢٩٠ ص
(١٥٨)
دين اسلام از حيث اشتمال آن بر ولايت خدا و رسول و اولياء امر، نعمت است
٢٩١ ص
(١٥٩)
جمله اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي ناظر است بر كمال يافتن دين خدا در تشريع، و تماميت يافتن ولايت نعمت با نصب اولى الامر
٢٩٢ ص
(١٦٠)
بحثى علمى در سه فصل
٢٩٤ ص
(١٦١)
فصل اول در عقائد امتها در مورد خوردن گوشت
٢٩٤ ص
(١٦٢)
فصل دوم چطور اسلام كشتن حيوان را تجويز كرده با اينكه رحم و عاطفه آن را جائز نمىداند؟
٢٩٦ ص
(١٦٣)
اساس شرايع دين و زير بناى آن حكمت و مصالح حقيقى است نه عواطف وهمى
٢٩٧ ص
(١٦٤)
رأفت و رحمت از مواهب خلقت است، ولى تكوين آن را حاكم على الاطلاق قرار نداده
٢٩٩ ص
(١٦٥)
فصل سوم در پاسخ از اين سؤال است كه چرا اسلام حليت گوشت را مبنى بر تذكيه كرد؟
٣٠٠ ص
(١٦٦)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات گذشته)
٣٠١ ص
(١٦٧)
رواياتى در باره شان نزول جمله و لا امين البيت الحرام
٣٠٣ ص
(١٦٨)
رواياتى در باره معناى نيكى و اثم در ذيل جمله تعاونوا على البر و التقوى
٣٠٥ ص
(١٦٩)
رواياتى در ذيل آيه مربوط به گوشتهاى حرام و استقسام به ازلام
٣٠٧ ص
(١٧٠)
بحث روايتى ديگر(پيرامون نزول آيه اليوم اكملت لكم در خصوص ولايت على(ع) در روز غدير خم)
٣٠٩ ص
(١٧١)
آيه اليوم شريفه جز مساله ولايت، مساله ديگرى را تحمل نمىكند
٣١٣ ص
(١٧٢)
بررسى روايات ديگرى كه آيه را به غير مساله ولايت ربط مىدهند
٣١٤ ص
(١٧٣)
اشكالاتى كه بر قول به اينكه مراد از اكمال دين و اتمام نعمت، كمال و تمام ظاهرى مىباشد، وارد است
٣١٨ ص
(١٧٤)
پاسخ به اين توهم كه مراد از اكمال دين، نجات دادن مسلمين از مزاحمت مشركين است
٣٢٠ ص
(١٧٥)
سوره المائدة(5) آيات 4 تا 5
٣٢٣ ص
(١٧٦)
ترجمه آيات
٣٢٣ ص
(١٧٧)
بيان آيات
٣٢٤ ص
(١٧٨)
حكم صيد با سگ شكارى
٣٢٤ ص
(١٧٩)
پاسخ به يك سؤال در مورد توجه خطاب تكليفى به كفار در آيه شريفه
٣٢٧ ص
(١٨٠)
آيه شريفه داله بر حليت محصنات از اهل كتاب، منسوخ نيست
٣٢٩ ص
(١٨١)
منظور از كلمه محصنات در آيه شريفه
٣٣٠ ص
(١٨٢)
معناى كفر به ايمان عبارت است از ترك عمل به مقتضاى ايمان
٣٣١ ص
(١٨٣)
بيان غرض از تشريع حكم مربوط به زنان كتابيه و زنهار دادن از سقوط در پرتگاه هوا و هوس در معاشرت با اهل كتاب
٣٣٣ ص
(١٨٤)
اقوال و احتمالات نادرستى كه در معناى آيه اليوم أحل لكم الطيبات گفته شده است
٣٣٤ ص
(١٨٥)
بحث روايتى
٣٣٥ ص
(١٨٦)
رواياتى در ذيل جمله و ما علمتم من الجوارح مكلبين مربوط به صيد با سگ شكارى
٣٣٥ ص
(١٨٧)
رواياتى در مورد مراد از حليت طعام اهل كتاب در ذيل جمله و طعامهم حل لكم
٣٤١ ص
(١٨٨)
رد اشكالات صاحب تفسير المنار بر علماى خاصه كه حليت حبوبات و نظائر آن را كه نزد اهل كتاب باشد از آيه شريفه فهميدهاند
٣٤٢ ص
(١٨٩)
اشاره به عدم صحت قول به منسوخ شدن جمله و المحصنات من الذين أوتوا الكتاب با لا تمسكوا بعصم الكوافر
٣٤٩ ص
(١٩٠)
رواياتى در باره معناى كفر به ايمان در ذيل جمله و من يكفر بالإيمان فقد حبط عمله
٣٥٠ ص
(١٩١)
سوره المائدة(5) آيات 6 تا 7
٣٥٣ ص
(١٩٢)
ترجمه آيات
٣٥٣ ص
(١٩٣)
بيان آيات
٣٥٤ ص
(١٩٤)
معناى قيام الى الصلاة اراده نماز گزاردن است
٣٥٤ ص
(١٩٥)
دستور وضو ساختن
٣٥٦ ص
(١٩٦)
توضيحى در مورد قيد إلى المرافق و شستن دست از بالا به پائين، در وضو
٣٥٧ ص
(١٩٧)
اختلاف در اعراب كلمه ارجلكم و در نتيجه اختلاف در اينكه مسح پا واجب است يا شستن آن
٣٥٩ ص
(١٩٨)
توجيهات نادرستى كه به منظور توجيه برخى روايات مخالف كتاب، بر آيه وضو تحميل كردهاند
٣٦١ ص
(١٩٩)
امر به تحصيل طهارت با غسل، بعد از جنابت
٣٦٥ ص
(٢٠٠)
پنج نكته در آيه شريفه و إن كنتم مرضى أو على سفر
٣٦٧ ص
(٢٠١)
رعايت ادب در تعبير از قضاى حاجت در جمله أو جاء أحد منكم من الغائط
٣٦٩ ص
(٢٠٢)
ايراداتى كه بر آيه شريفه گرفته شده با پاسخ به آنها
٣٧١ ص
(٢٠٣)
دستور تيمم
٣٧٢ ص
(٢٠٤)
مقدار لازم در مسح دست
٣٧٢ ص
(٢٠٥)
مراد از نفى حرج در ما يريد الله ليجعل عليكم من حرج
٣٧٤ ص
(٢٠٦)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات مربوط به وضو و تيمم و غسل)
٣٧٧ ص
(٢٠٧)
سوره المائدة(5) آيات 8 تا 14
٣٨٣ ص
(٢٠٨)
ترجمه آيات
٣٨٤ ص
(٢٠٩)
بيان آيات
٣٨٤ ص
(٢١٠)
ميثاقى كه خداوند از يهود و نصارا گرفت و پيمان شكنى آنان
٣٨٨ ص
(٢١١)
مراد از توكل بر خدا
٣٨٩ ص
(٢١٢)
نقمتهايى كه به سبب پيمان شكنى به يهود رسيد
٣٩١ ص
(٢١٣)
پيمان شكنى نصارا و عواقب آن
٣٩٣ ص
(٢١٤)
سوره المائدة(5) آيات 15 تا 19
٣٩٥ ص
(٢١٥)
ترجمه آيات
٣٩٥ ص
(٢١٦)
بيان آيات
٣٩٦ ص
(٢١٧)
مراد از نور در قد جاءكم من الله نور و كتاب مبين قرآن مجيد است
٣٩٨ ص
(٢١٨)
هادى حقيقى خداى سبحان است و رسول و كتاب آلت و وسيله ظاهرى هدايت هستند
٣٩٩ ص
(٢١٩)
راههاى خدايى بسياراند ولى بر خلاف راههاى غير خدايى، همه آن راهها به يك راه(صراط مستقيم) منتهى مىشوند
٤٠٠ ص
(٢٢٠)
در مواردى كه اخراج مردم از ظلمات به نور به رسول يا كتاب نسبت داده مىشود اذن خدا به معناى رضاى او است
٤٠١ ص
(٢٢١)
برهانى بر بطلان اعتقاد مسيحيان به اينكه مسيح فرزند خدا است
٤٠٣ ص
(٢٢٢)
يهود و نصارى ادعاى فرزندى حقيقى براى خدا را ندارند بلكه مدعى اختصاص و تقرب به خدايند
٤٠٥ ص
(٢٢٣)
احتجاج با يهود و نصارى و ابطال ادعاى آنان از دو راه راه نقض و راه اثبات نقيض
٤٠٧ ص
(٢٢٤)
مردم به اختلاف مقام و موقعيتى كه نسبت به پروردگارشان دارند، در ابتلاء به بلايا و مصائب دنيوى بر سه دستهاند
٤٠٨ ص
(٢٢٥)
حوادث و بلايا براى مسلمين، امتحان و براى منحرفين از اسلام نكال و عذاب بوده است
٤٠٩ ص
(٢٢٦)
سه مقدمه براى بيان حجت عليه دعوى يهود و نصارا كه مىگفتند خدا راهى به عذاب كردن ما ندارد
٤١١ ص
(٢٢٧)
اعتقاد به محال بودن نسخ و بداء مستلزم محدود دانستن قدرت خداى تعالى است
٤١٣ ص
(٢٢٨)
گفتارى در اينكه قرآن كريم چه طريقهاى براى تفكر پيشنهاد كرده و اين بحثى است مختلط از مطالب قرآنى و فلسفى و روايتى
٤١٤ ص
(٢٢٩)
قرآن، تشخيص فكر صحيح و اقوم را به عقل فطرى بشر احاله نموده است
٤١٥ ص
(٢٣٠)
خداى تعالى بندگان را به اطاعت كور كورانه مامور نكرده است
٤١٦ ص
(٢٣١)
فطرت انسانها در تشخيص طريقه فكر صحيح يكسان است و هيچگاه دستخوش تغيير و تبديل نگشته
٤١٧ ص
(٢٣٢)
طريقه استنتاج از قضاياى اوليه بديهى(طريقه منطقى) راهى است اجتناب ناپذير
٤١٨ ص
(٢٣٣)
چند نمونه از گفتههاى منكرين منطق و پاسخ به آنها
٤١٩ ص
(٢٣٤)
جواب به اين سخن كه بعضى گفتهاند نيازهاى ما در كتاب و سنت مخزون است پس چه نيازى به نيم خورده كفار؟
٤٢١ ص
(٢٣٥)
بررسى و رد سخنان شخصى كه طريقه علماى دين و سلف صالح را مباين طريقه فلسفى و عرفانى دانسته و دخالت مبانى عقلى و عرفانى را در معارف دينى از اواسط قرن سيزدهم مىداند
٤٢٤ ص
(٢٣٦)
خلط فاحشى كه اين گوينده بين فلسفه و كلام مرتكب شده است
٤٢٥ ص
(٢٣٧)
وجود اختلاف بين فلاسفه و منطقىها و لغزش يك فيلسوف دليل بر بطلان اصل فلسفه و منطق نيست
٤٢٦ ص
(٢٣٨)
توضيحاتى در باره مكتب تذكر
٤٢٧ ص
(٢٣٩)
دلائل بطلان مكتب تذكر
٤٢٨ ص
(٢٤٠)
پاسخ به اين گفته كه براى درك و تعقل كلام الهى نيازى به منطق و فلسفه نيست، علاوه بر اينكه ما از پيروى از راه و روش كفار و مشركين نهى شدهايم
٤٣٣ ص
(٢٤١)
جواب كسانى كه با انكار وجود مقدماتى كلى و دائمى و ثابت، طريقه منطقى را منكر شدهاند
٤٣٥ ص
(٢٤٢)
وجود رابطه بين علم و تفكر با تقوا و عمل صالح به اين معنا نيست كه تقوا طريقى مستقل براى تفكر است
٤٣٦ ص
(٢٤٣)
توضيح اينكه اثر تقوا، استقامت فطرى انسان و در نتيجه تفكر صحيح و منطبق با فطرت انسانى مىباشد
٤٣٧ ص
(٢٤٤)
اعمال صالح خلق و خوى پسنديده را و اخلاق پسنديده معارف حق و علوم و افكار نافع و صحيح را بدنبال دارد
٤٣٩ ص
(٢٤٥)
آياتى از قرآن كه آثار تقوا را و آياتى ديگر كه آثار بى تقوايى و هوا پرستى را در طرز تفكر انسان بيان مىكنند
٤٣٩ ص
(٢٤٦)
اين حقيقت قرآنى كه با تقرب الى الله، انسان مىتواند به آگاهيهايى خاص دست يابد با سخن ما منافات ندارد
٤٤١ ص
(٢٤٧)
بحث تاريخى(در باره پيدايش و سير علوم عقليه در ميان مسلمين)
٤٤٣ ص
(٢٤٨)
اشاره به وضع علمى مسلمين در عهد رسول الله
٤٤٤ ص
(٢٤٩)
اعراض از اهل بيت(ع) بزرگترين شكاف را در نظام تفكر اسلامى پديد آورد
٤٤٨ ص
(٢٥٠)
علم حديث و علم كلام در زمان خلافت عمر و سپس در زمان خلافت امير المؤمنين و سپس در دوران بنى اميه
٤٥٠ ص
(٢٥١)
پيدايش دو مسلك كلامى متفاوت معتزله و اشاعره
٤٥٢ ص
(٢٥٢)
سبقت شيعه بر اشاعره و معتزله در بحثهاى كلامى
٤٥٣ ص
(٢٥٣)
راه يافتن علوم قديميان در ميان مسلمين و علل جبهه گيرى علماى اسلام در برابر افكار جديد
٤٥٤ ص
(٢٥٤)
پيدايش مكتب تصوف و رواج آن
٤٥٦ ص
(٢٥٥)
دو علت عمده انحطاط متصوفه
٤٥٧ ص
(٢٥٦)
بنا بر كتاب و سنت در وراى ظواهر شريعت باطنى هست كه راه رسيدن به آن همانا عمل به ظواهر است
٤٥٨ ص
(٢٥٧)
كوششهايى كه براى آشتى دادن و جمع بين ظواهر دينى، فلسفه و عرفان به عمل آمده است
٤٥٩ ص
(٢٥٨)
بحث روايتى(رواياتى در مورد شان نزول آيات گذشته)
٤٦١ ص
(٢٥٩)
سوره المائدة(5) آيات 20 تا 26
٤٦٤ ص
(٢٦٠)
ترجمه آيات
٤٦٤ ص
(٢٦١)
بيان آيات
٤٦٥ ص
(٢٦٢)
سه قسم نعمتهايى كه خداى سبحان به بنى اسرائيل ارزانى داشت
٤٦٦ ص
(٢٦٣)
مراد از جمله و جعلكم ملوكا شما را ملوك قرار داد
٤٦٧ ص
(٢٦٤)
معناى كتب الله لكم در جمله ادخلوا الأرض المقدسة التي كتب الله لكم
٤٦٩ ص
(٢٦٥)
معناى جبارين در جمله قالوا يا موسى إن فيها قوما جبارين
٤٧٣ ص
(٢٦٦)
پاسخ جسارت آميز بنى اسرائيل به موسى(ع) كه به آنان دستور داده بود وارد ارض مقدس شوند
٤٧٥ ص
(٢٦٧)
نكاتى كه در مناجات موسى(ع) با خدا بعد از عصيان بنى اسرائيل وجود دارد
٤٧٧ ص
(٢٦٨)
بحث روايتى(رواياتى در باره ملوك بودن بنى اسرائيل و عصيان آنها از امر به دخول در ارض مقدسه و تيه ايشان)
٤٧٩ ص
(٢٦٩)
سوره المائدة(5) آيات 27 تا 32
٤٨٤ ص
(٢٧٠)
ترجمه آيات
٤٨٤ ص
(٢٧١)
بيان آيات
٤٨٥ ص
(٢٧٢)
رد اين قول كه مراد از آدم در جمله نبأ ابني آدم آدم ابو البشر نيست
٤٨٦ ص
(٢٧٣)
جواب به اين اشكال كه چرا قرآن كريم قصه هابيل و قابيل را منشا كتابت حكم قتل در خصوص بنى اسرائيل قرار داده است؟
٤٨٨ ص
(٢٧٤)
معناى قربان و بيان چگونگى علم دو برادر به قبول شدن قربانى يكى و رد شدن قربانى ديگرى
٤٨٩ ص
(٢٧٥)
حسد انگيزه اقدام قابيل به قتل برادرش بوده است
٤٩٠ ص
(٢٧٦)
آن پسر آدم(ع) كه كشته شد از افراد متقى و عالم بالله بوده است
٤٩٢ ص
(٢٧٧)
پاسخ به دو اشكال كه بر قصه هابيل و قابيل در قرآن وارد شده است
٤٩٤ ص
(٢٧٨)
جواب اين اشكال كه جمله أن تبوء بإثمي و إثمك با جمله و لا تزر وازرة وزر أخرى نمىسازد
٤٩٥ ص
(٢٧٩)
معانى ديگرى كه براى جمله أن تبوء بإثمي و إثمك متحمل گناه من و خودت بشوى گفته شده است
٤٩٦ ص
(٢٨٠)
معناى جمله فطوعت له نفسه قتل أخيه
٤٩٨ ص
(٢٨١)
ظلم ظالم، بالآخره گريبان او را خواهد گرفت
٥٠١ ص
(٢٨٢)
گفتارى پيرامون معناى احساس و انديشيدن
٥٠٢ ص
(٢٨٣)
علم، هدايت است و هر هدايتى از ناحيه خدا است، پس تمام علوم به تعاليم الهى است
٥٠٣ ص
(٢٨٤)
خداى سبحان خالق حواس و ناظم عالم است، پس معلم بشر خود خداى تعالى است
٥٠٤ ص
(٢٨٥)
همه اسباب ظاهرى مستند و منتهى به خدا است و با انكار ضرورت و اثر اسباب، توحيد كمال نمىيابد
٥٠٥ ص
(٢٨٦)
منشا علوم عملى(علم به بايدها و نبايدها) الهام الهى است
٥٠٧ ص
(٢٨٧)
الهام الهى متوقف است بر درستى و راستى علوم عقليه كليه(بديهيات) و آن نيز متوقف است بر سلامت عقل و فطرت(با تمسك به تقواى دينى)
٥٠٨ ص
(٢٨٨)
سه قسم معلومات بشرى و سه طريقه حصول علم براى انسان، در آيات قرآنى
٥٠٩ ص
(٢٨٩)
تخطئه حسيون(كسانى كه فقط به طريقه حسى معتقدند) در قرآن كريم
٥١٠ ص
(٢٩٠)
پاسخ به دو دليل كه براى نادرستى قياسات عقلى محض و درستى صد در صد طريقه حس و تجربه اقامه شده است
٥١١ ص
(٢٩١)
قرآن به مردم اجازه نمىدهد كه بدون رعايت دائمى تقوا و ترس از خدا به تفكر بپردازند
٥١٣ ص
(٢٩٢)
بيان آيات
٥١٣ ص
(٢٩٣)
قتل بدون حق، منازعه با ربوبيت رب العالمين است
٥١٥ ص
(٢٩٤)
اشكالى كه به آيه شده است و گفتهاند با جمله من قتل نفسا فكأنما قتل الناس جميعا نقض غرض شده است
٥١٧ ص
(٢٩٥)
بيان مراد از اينكه كشتن يك نفر همانند كشتن همه انسانها است و جواب به اشكال فوق
٥١٨ ص
(٢٩٦)
معناى جمله هر كسى يك نفر را زنده كند مانند اينست كه همه مردم را زنده كرده است
٥١٨ ص
(٢٩٧)
بحث روايتى
٥٢٠ ص
(٢٩٨)
رواياتى در باره داستان هابيل و قابيل و كشته شدن هابيل به دست قابيل
٥٢٠ ص
(٢٩٩)
روايات عجيب و بى اعتبارى كه در مورد داستان پسران آدم(ع) نقل شده است
٥٢٢ ص
(٣٠٠)
رواياتى در بيان مراد از اينكه كشتن يك نفر همانند كشتن همه مردم است
٥٢٥ ص
(٣٠١)
بحث علمى و يك تطبيق(يك تطبيق بين داستان هابيل و قابيل در تورات و در قرآن)
٥٢٨ ص
(٣٠٢)
سوره المائدة(5) آيات 33 تا 40
٥٣١ ص
(٣٠٣)
ترجمه آيات
٥٣١ ص
(٣٠٤)
بيان آيات
٥٣٢ ص
(٣٠٥)
مراد از محاربه با خدا و رسول در آيه شريفه، اخلال به امنيت عمومى است بطور مسلحانه
٥٣٣ ص
(٣٠٦)
چهار حكم براى محارب
٥٣٤ ص
(٣٠٧)
معناى وسيله و امر به ابتغاء وسيله به سوى خدا در جمله و ابتغوا إليه الوسيلة
٥٣٥ ص
(٣٠٨)
قبول نشدن دو برابر ثروت زمين از كافران، در مقابل رهايى از عذاب روز قيامت
٥٣٦ ص
(٣٠٩)
عذاب، لازمه بشر و اصل در سرنوشت او است، و فطرت تالم از آتش در انسان هميشگى است
٥٣٧ ص
(٣١٠)
وجه اينكه در السارق و السارقة فاقطعوا أيديهما ايدى به صورت جمع آمده است
٥٣٧ ص
(٣١١)
تعليل آمرزيدن سارق تائب به مالكيت مطلقه الهى و قدرت او بر هر چيز
٥٣٩ ص
(٣١٢)
بحث روايتى رواياتى در باره شان نزول آيه شريفه مربوط به حكم محارب، و كيفيت اجراى آن احكام
٥٤٠ ص
(٣١٣)
محارب از جهت اينكه محارب و مفسد است كشته مىشود، نه به عنوان قصاص تا به عفو اولياء دم كشته نشود
٥٤٣ ص
(٣١٤)
رواياتى در ذيل جمله و ابتغوا إليه الوسيلة
٥٤٥ ص
(٣١٥)
با وضع نصاب در حد سرقت، خداى تعالى به بندگان تخفيف داده و ترحم فرموده است
٥٤٧ ص
(٣١٦)
استدلال قوى امام جواد
٥٤٨ ص
(٣١٧)
سوره المائدة(5) آيات 41 تا 50
٥٥١ ص
(٣١٨)
ترجمه آيات
٥٥٢ ص
(٣١٩)
بيان آيات بيان زمينه و سياق اين آيات شريفه و ارتباط اجزاى آنها با يكديگر
٥٥٤ ص
(٣٢٠)
معناى سحت در جمله اكالون للسحت
٥٥٧ ص
(٣٢١)
قرآن وجود حكم خدا را در تورات فعلى تصديق مىكند، همانطور كه محرف بودن آن را اعلام نموده است
٥٥٩ ص
(٣٢٢)
تورات، متناسب با استعداد بنى اسرائيل، مشتمل است بر مقدارى از هدايت نه كل هدايت
٥٦٠ ص
(٣٢٣)
ترس و طمع مانع بيان آيات الهى و احكام خدا نشود
٥٦٢ ص
(٣٢٤)
تشريع حكم قصاص
٥٦٣ ص
(٣٢٥)
در قرآن جزئيات نزول انجيل بر عيسى(ع) ذكر نشده است
٥٦٥ ص
(٣٢٦)
مراد از هدى بودن تورات و انجيل اشتمال آنها بر معارف اعتقاديه است و مراد از نور بودنشان شرايع و احكام آنها است
٥٦٧ ص
(٣٢٧)
معناى كفر كسى كه بدانچه خدا نازل فرموده حكم نكند
٥٦٩ ص
(٣٢٨)
مراد از مهيمن بودن قرآن مجيد بر كتب آسمانى
٥٧٠ ص
(٣٢٩)
تصديق تورات و انجيل با اعتقاد به منسوخ گشتن و تكميل آنها با قرآن، منافات ندارد
٥٧١ ص
(٣٣٠)
گفتارى پيرامون معناى شريعت فرق بين شريعت و دين و ملت در اصطلاح قرآن
٥٧٣ ص
(٣٣١)
دين معنايى عمومى تر از شريعت دارد، شريعت نسخ مىشود ولى دين قابل نسخ نيست
٥٧٤ ص
(٣٣٢)
معناى كلمه ملت و نسبت آن با شريعت و دين
٥٧٥ ص
(٣٣٣)
بيان آيات
٥٧٦ ص
(٣٣٤)
علت اختلاف شرايع اين است كه غرض اصلى از شرايع، امتحان امتهاى مختلف الاستعداد در ادوار مختلف است
٥٧٦ ص
(٣٣٥)
عصمت پيامبر
٥٨٠ ص
(٣٣٦)
روى گرداندن مردم از رسول الله
٥٨١ ص
(٣٣٧)
بحث روايتى
٥٨٤ ص
(٣٣٨)
قضيه گفتگوى ابن صوريا(از احبار يهود) با رسول الله
٥٨٤ ص
(٣٣٩)
وجود حكم رجم و حكم قصاص در تورات فعلى
٥٨٨ ص
(٣٤٠)
رواياتى در باره مراد از سحت
٥٩١ ص
(٣٤١)
عدم نسخ آيه فاحكم بينهم أو أعرض عنهم با جمله و أن احكم بينهم بما أنزل الله
٥٩٢ ص
(٣٤٢)
استدلال لطيف امام صادق(ع) به آيه إنا أنزلنا التوراة در مورد علومى كه شايسته مقام امامت است
٥٩٣ ص
(٣٤٣)
رواياتى در مورد حكم نكردن به ما انزل الله
٥٩٦ ص
(٣٤٤)
در گذشتن از جانى موجب بخشودگى گناهان مىشود
٥٩٨ ص
(٣٤٥)
آن قاضى كه هم به حق آگاه باشد و هم به حق قضاوت كند، اهل بهشت است
٥٩٩ ص
(٣٤٦)
سوره المائدة(5) آيات 51 تا 54
٦٠١ ص
(٣٤٧)
ترجمه آيات
٦٠١ ص
(٣٤٨)
بيان آيات
٦٠٢ ص
(٣٤٩)
معناى اخذ و ولاء و ولايت
٦٠٣ ص
(٣٥٠)
اقوال مفسرين در باره اينكه مراد از ولايتى كه در لا تتخذوا اليهود و النصارى أولياء از آن نهى شده كدام ولايت است
٦٠٥ ص
(٣٥١)
حادثه خارجى(شان نزول) عموميت و اطلاق آيات قرآنى را محدود نمىسازد
٦٠٧ ص
(٣٥٢)
شواهدى بر اينكه ولايت منهى عنه، ولايت مودت و محبت است نه ولايت حلف(هم پيمانى)
٦٠٨ ص
(٣٥٣)
يهود و نصارا در مقابل اسلام و مسلمين يك دست و هماهنگ مىباشند
٦١١ ص
(٣٥٤)
منظور از ملحق شدن مسلمانى كه يهود و نصارا را ولى بگيرد به يهود و نصارا
٦١٢ ص
(٣٥٥)
آيه شريفه ناظر بر منافقين اصطلاحى نيست
٦١٤ ص
(٣٥٦)
مراد از فتح در جمله فعسى الله أن يأتي بالفتح كدام فتح است؟
٦١٦ ص
(٣٥٧)
گفتارى در معناى بيمارى دل
٦١٩ ص
(٣٥٨)
بيمار دلان غير از منافقين هستند
٦٢٠ ص
(٣٥٩)
وجه اشتراك منافق و بيمار دل
٦٢١ ص
(٣٦٠)
شباهت بين بيمارى دل و بيماريهاى جسمانى
٦٢٢ ص
(٣٦١)
بيان آيات
٦٢٣ ص
(٣٦٢)
بيان ارتباط آيه من يرتد منكم با آيات قبل
٦٢٤ ص
(٣٦٣)
در آيه شريفه(فسوف يأتي الله بقوم ) پيشگويى غيبى شده است
٦٢٦ ص
(٣٦٤)
نقطه افتراق مهم بين كلام الهى و كلام بشرى
٦٢٧ ص
(٣٦٥)
مراد از قوم كه خداوند وعده آمدن آنان را داده است، اشخاص نيستند
٦٣٠ ص
(٣٦٦)
كسانى كه خدا دوستشان دارد مبرا از رذائل و متصف به فضائل هستند
٦٣١ ص
(٣٦٧)
بحث روايتى
٦٣٤ ص
(٣٦٨)
رواياتى در مورد شان نزول آيات مربوط به دوست گرفتن يهود و نصارا
٦٣٤ ص
(٣٦٩)
بيان عدم ارتباط آيات شريفه با قصه عبادة بن صامت و عبد الله بن ابى
٦٣٦ ص
(٣٧٠)
منظور از قومى كه مىآيند و در برابر مؤمنين متواضع و در برابر كفار شديدند امام على(ع) و اصحاب اويند
٦٣٧ ص
(٣٧١)
روايات ديگرى در مورد مراد از قومى كه در آيه آمده است
٦٣٩ ص
(٣٧٢)
رد سخن مفسرى كه گفته است آيه شريفه عام است و اختصاصى به قومى خاص ندارد
٦٤١ ص
(٣٧٣)
گفتار و بحثى آميخته از قرآن و حديث(در باره اهميت مساله نهى از تولى كفار در خطاب الهى، و مضامين بلندى كه در وصف قومى كه در آيه آمده است وجود دارد)
٦٤٣ ص
(٣٧٤)
روايتى از رسول الله
٦٤٨ ص
(٣٧٥)
روايتى مشروح از امام صادق(ع) در همين باره
٦٥٢ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص

ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٤٥ - منزه بودن خداى سبحان از داشتن فرزند و نفى فرزند بودن عيسى(ع) براى خدا و الوهيت او

(إِنَّمَا الْمَسِيحُ) تعليل شده بود، از آن تعليل اين نتيجه را گرفته كه پس بايد به خدا و رسول او ايمان بياوريد و سخن از سه خدا مگوييد و خلاصه كلام اينكه وقتى معلوم شد كه عيسى كلمه اللَّه و روح خدا است، بر شما واجب مى‌شود كه او را به همين عنوان بشناسيد و ايمانتان به او ايمان به خدا و به ربوبيت خدا و به رسولان خدا باشد كه يكى از آنان عيسى است و هرگز سخن از سه خدايى مگوييد و اين ترك اعتقاد به سه خدا و يا ايمان به خدا و رسولانش در حالى است كه خير شما در آن است.

و منظور از كلمه: ثلاثه سه اقنوم مسيحيت است (كه پايه اين كيش را تشكيل مى‌دهد) و آن عبارت از: پدر، پسر، و روح القدس است و ما در تفسير آيات نازله در باره مسيح (ع) در سوره آل عمران راجع به اقنوم‌هاى سه‌گانه بحث كرده‌ايم.

[منزه بودن خداى سبحان از داشتن فرزند و نفى فرزند بودن عيسى (ع) براى خدا و الوهيت او]

(سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ...) كلمه سبحان مفعول مطلق از فعل تسبيح است و على القاعده بعد از فعل مى‌آيد، ليكن در اينجا فعلش در تقدير است كه تقديرش اسبحه سبحانه است و جمله:(أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ ...) متعلق به همان فعل است و اگر كلمه سبحانه به صداى بالا آمده از اين بابت است كه حرف جرى در تقدير بر سر داشته و افتاده و قاعده چنين است كه هر جا عامل جر دهنده افتاد كلمه‌اى كه اگر آن نيفتاده بود مجرور خوانده مى‌شد، منصوب خوانده مى‌شود و تقدير كلام اسبحه للتسبيح است يعنى براى تسبيح و تنزيه از اينكه داراى فرزندى باشد، و اين جمله، جمله‌اى است معترضه كه به منظور تعظيم آورده شده و گر نه اصل كلام و بدون اين جمله معترضه چنين است:( وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ، إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ)، ...(لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ... ).

و جمله:(لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) جمله‌اى است حاليه و يا جمله‌اى است استينافى و از نو و به هر حال چه آن باشد و چه اين، احتجاج و استدلالى است بر اينكه خداى سبحان فرزند ندارد، زيرا فرزند به هر جور كه فرض شود عبارت است از فردى كه ذاتش و صفاتش و آثار ذاتش شبيه به فردى باشد كه از آن فرد متولد شده و بعد از آنكه ثابت شد كه آنچه در آسمانها و در زمين است مملوك خدا است هم ذاتش و هم آثار ذاتش، و روشن گرديد كه خداى تعالى قيوم بر هر چيزى است و قوام تمام كائنات به وجود او به تنهايى است، ديگر فرض ندارد كه چيزى شبيه به او باشد، پس به همين دليل او فرزندى ندارد.

و چون مقام آيه مقام تعميم دادن به كل موجودات عالم و ما سواى خداى عز و جل بود اين لازمه را در پى داشت كه جمله:(ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) يك تعبير كنايه‌اى باشد