ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨١ - هيچ انسانى فى نفسه بى نياز از عفو الهى نيست و مستضعف نيز به علت جهلى كه بدان دچار است و به جهت اينكه در صدد تحصيل سعادت بر نيامده است نيازمند عفو الهى است
است كه اگر تكليف را انجام ندهى معذورى و كجا است كه معذور نيستى، و آن ضابطه كلى اين است كه انجام ندادن تكليف مستند به اكتساب و اختيار خود آدمى نباشد و خودش در اين ترك وظيفه هيچ دخالتى نداشته باشد.
بنا بر اين پس كسى هم كه يا به كلى از دين غافل است و يا به بعضى از معارف حقه آن جاهل است، اگر غفلت و جهلش را علت يابى كنيم معلوم شود خودش يا به خاطر كوتاهى و يا سوء اختيار در جهلش دخالت داشته، چنين كسى ترك وظيفهاش مستند به خودش است و گنه كار و مسئول است و اگر بعد از ريشهيابى معلوم شد كه جهل و غفلتش و يا ترك وظيفهاش، به هيچ مقدارى مستند به خود او نيست، در نتيجه ترك وظيفه را مستند به او نمىدانيم و او را گناه كارى نمىشناسيم كه به علت استكبار از حق و يا انكار حق در مخالفت و گناه تعمد ورزيده باشد، پس هر انسانى آنچه از كارهاى خوب كه مىكند به سود خود مىكند و آنچه از كارهاى بد مىكند عليه خود مىكند، و اما اگر آنچه را كه مىكند به عنوان كار خوب و كار بد نمىكند و از خوبى و بدى آن جاهل و يا غافل است، آن عمل نه بسود او است و نه عليه او.
از اينجا روشن مىشود كه مستضعف تهى دست است و چيزى از خوبى و بدى در دست ندارد، چون آنچه مىكرده به عنوان كار خوب و يا كار بد نمىكرده، در نتيجه امر او محول به خداى تعالى است تا پروردگارش با او چه معامله كند؟ و اين معنا از ظاهر آيه شريفه:
(فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً)، كه بعد از آيه مورد بحث است و نيز از آيه شريفه:(وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ)[١]، استفاده مىشود، البته با در نظر گرفتن اينكه رحمتش بر غضبش پيشى دارد، اميد عفو در آنان بيشتر است.
(فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ ...)
[هيچ انسانى فى نفسه بى نياز از عفو الهى نيست و مستضعف نيز به علت جهلى كه بدان دچار است و به جهت اينكه در صدد تحصيل سعادت بر نيامده است نيازمند عفو الهى است]
اين طائفه هر چند كه گناهى عمدى مرتكب نشدهاند، چون به علت جهلى كه دچار آن هستند در آنچه كردهاند معذورند، و ليكن در سابق هم گفتيم آدمى زاده همواره در بين سعادت و شقاوت خود دور مىزند و در شقاوتش همين بس كه در صدد تحصيل سعادت خود برنيايد، در نتيجه هيچ انسانى فى نفسه بىنياز از عفو الهى نيست، او نيازمند به اين است كه خداى عز و جل
[١] و جمعى ديگر كارشان واگذار به خداى تعالى و امر او است، يا عذابشان مىكند و يا از آن در مىگذرد و خدا داناى حكيم است. سوره توبه، آيه ١٠٦ .