ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٩ - بحث روايتى(رواياتى در باره شايعه پراكنى، مراد از رحمت و فضل خدا در آيه، مامور شدن رسول الله
اعتبار عقلى به ذهن نزديكتر است، براى اينكه خداى تعالى نيز آن جناب را در كتاب مجيدش رحمت ناميده، فرموده:(وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ)[١].
و در كافى به سند خود از على بن حديد از مرازم روايت كرده كه گفت: امام صادق (ع) فرمود: خداى عز و جل به رسول گرامى خود (عليه صلواته) تكليفى كرد كه به احدى از خلقش چنان تكليفى نكرد و آن اين بود كه بعد از فرمان به جهاد و تثاقل ورزيدن مردم از اجابت دعوت آن جناب، شخص آن جناب را مكلف كرد، كه يك تنه و به تنهايى به جنگ با دشمن برود هر چند كه جمعيتى نيابد كه با وى به قتال بروند و خداى تعالى چنين تكليفى را به احدى از خلق نكرده، نه قبل از آن جناب و نه بعد از او، امام صادق (ع) سپس اين آيه را تلاوت فرمود:(فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ).
آن گاه فرمود: و خداى عز و جل در مقابل اين تكليف امتيازى به آن جناب داد كه به احدى از خلقش نداد و آن بود كه آنچه خداى عز و جل از غنيمت جنگى سهم خود قرار داده، رسول ٦ مىتواند آن را براى خود بر دارد زيرا: (مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها) ، و كسى كه عمل خيرى انجام دهد، ده برابر پاداش دارد و نيز درود و صلوات بر آن جناب را حسنهاى دانسته كه ده برابر پاداش دارد.[٢] و در تفسير عياشى از سليمان بن خالد روايت آورده كه گفت: من به امام صادق (ع) عرض كردم: پاسخ اين مردم كه مىپرسند: اگر على (ع) حقى داشت چرا براى احقاق آن قيام نكرد، چيست؟ فرمود: خداى عز و جل هيچ انسان واحدى را مكلف به قيام نمىكند به جز رسول خدا ٦ را كه در آيه(فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ) آن جناب را مكلف كرد تا به تنهايى و يك تنه با كفار بجنگد، پس قيام يك تنه فقط مخصوص رسول خدا ٦ است و اما درباره غير آن جناب فرموده:(إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ). (براى كسانى كه توانايى قتال با كفار را ندارند، جائز است براى چاره جويى و يا تهيه نيرو پشت به جنگ كنند) و على (ع) هم آن روز فئه و جمعيتى كه او را در احقاق حقش يارى كنند، نداشت.[٣] و در همان كتاب از زيد شحام از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمود: هيچگاه
[١] و ما تو را نفرستاديم مگر به عنوان رحمت براى عالميان. سوره انبياء، آيه ١٠٧ .
[٢] كافى، ج ٨ ص ٢٧٤ ح ٤١٤.
[٣] تفسير عياشى، ج ١ ص ٢٦١، ح ٢١١، ط اسلاميه تهران.