ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٦٢ - مقايسه اسلام با ديگر سنتهاى اجتماعى در مساله عهد و وفاى به آن
منافع و يا متضرر نشدن يك فرد است، مگر آنكه طرف مقابل عهد خود را بشكند، كه در اين صورت فرد مسلمان نيز مىتواند به همان مقدارى كه او نقض كرده نقض كند و به همان مقدار كه او به وى تجاوز نموده وى نيز به او تجاوز كند زيرا اگر در اين صورت نيز نقض و تجاوز جائز نباشد، معنايش اين است كه يكى ديگرى را برده و مستخدم خود نموده و بر او استعلاء كند، و اين در اسلام آن قدر مذموم و مورد نفرت است كه مىتوان گفت نهضت دينى جز براى از بين بردن آن نبوده است. و به جان خودم سوگند كه اين يكى از تعاليم عاليهاى است كه دين اسلام آن را براى بشر و به منظور هدايت انسانها به سوى فطرت بشرى خود آورده، و عامل مهمى است كه عدالت اجتماعى را كه نظام اجتماع جز به آن تحقق نمىيابد حفظ مىكند و مظلمه استخدام و استثمار را از جامعه نفى مىكند.
و قرآن اين كتاب عزيز به آن تصريح و رسول خدا ٦ بر طبق آن مشى نموده و سيره و سنت شريفه خود را بر آن اساس بنا نهادند و اگر نبود كه ما در اين كتاب تنها به بحث قرآنى مىپردازيم، داستانهايى از آن جناب در اين باره برايت نقل مىكرديم، و تو خواننده عزيز مىتوانى به كتبى كه در سيره و تاريخ زندگى آن حضرت نوشته شده مراجعه نمايى.
[مقايسه اسلام با ديگر سنتهاى اجتماعى در مساله عهد و وفاى به آن]
و اگر بين سنت و سيره اسلام و سنتى كه ساير امتهاى متمدن و غير متمدن در خصوص احترام عهد و پيمان دارند مقايسه كنى، و مخصوصا اخبارى را كه همه روزه از رفتار امتهاى قوى با كشورهاى ضعيف مىشنويم كه در معاملات و پيمانهايشان چگونه معامله مىكنند؟! و در نظر بگيرى كه تا زمانى كه با پيمان خود آنها را مىدوشند پاى بند پيمان خود هستند، و زمانى كه احساس كنند كه عهد و پيمان به نفع دولتشان و مصالح مردمشان نيست آن را زير پا مىگذارند، آن وقت فرق بين دو سنت را در رعايت حق و در خدمت حقيقت بودن را لمس مىكنى.
آرى سزاوار منطق دين همين، و لايق منطق آنان همان است، چون در دنيا بيش از دو منطق وجود ندارد يك منطق مىگويد: بايد حق رعايت شود، حال رعايت آن به هر قيمتى كه مىخواهد تمام شود، زيرا در رعايت حق، مجتمع سود مىبرد، و منطقى ديگر مىگويد: منافع مردم بايد رعايت شود، حال به هر وسيلهاى كه مىخواهد باشد، هر چند كه منافع امت با زير پا گذاشتن حق باشد، منطق اول منطق دين، و دوم منطق تمامى سنتهاى اجتماعى ديگر است، چه سنتهاى وحشى، و چه متمدن، چه استبدادى و دموكراتى، و چه كمونيستى و چه غير آن.
خواننده عزيز توجه فرمود كه اسلام عنايتى كه در باب رعايت عهد و پيمان دارد را