ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٩٠ - رواياتى در باره معناى مستضعفين
مؤلف: روايات در اين معنا بسيار است، اما در اينكه نام آن شخص ضمره بوده يا چيز ديگر- اختلاف شديدى دارند. در بعضى آمده: ضمرة بن جندب بود. و در بعضى ديگر آمده:
اكثم بن صيفى بود، و در بعضى آمده: ابو ضمرة بن عيص زرقى بود. و در بعضى ديگر آمده:
ضمرة بن عيص از بنى ليث بود. و در بعضى آمده: جندع بن ضمرة جندعى بود. و در بعضى ديگر آمده: آيه شريفه در حق خالد بن حزام نازل شد كه به عزم مهاجرت بسوى حبشه از مكه بيرون آمد، و در بين راه مار او را گزيد و از دنيا رفت.
و در بعضى از روايات كه از ابن عباس نقل شده آمده كه او اكثم بن صيفى بوده راوى حديث گفته: من از ابن عباس پرسيدم، پس جريان ليثى كجا و در چه زمان اتفاق افتاد؟ در پاسخ گفت: اين جريان مدتى قبل از جريان ليثى اتفاق افتاد و اين آيه هم خاص است و هم عام.[١] مؤلف: منظور ابن عباس اين بوده كه آيه شريفه در خصوص اكثم نازل شده، و در غير او عموميت يافته است. و حاصل كلام اين شد كه سه نفر از مسلمانان هنگام هجرت كردن در بين راه از دنيا رفتهاند، و آن سه نفر عبارتند از: اكثم بن صيفى، و ليثى، و خالد بن حزام. و اما اينكه آيه شريفه در حق كداميك از آنان نازل شده، ظاهرا روايات در اين باره فرقى ندارند كه همه در صدد تطبيق آيه با ماجرايى خاص بودهاند.
[رواياتى در باره معناى مستضعفين]
و در كافى از زراره روايت كرده كه گفت: من از امام باقر ابى جعفر (ع) از معناى عنوان مستضعف پرسيدم، فرمود: مستضعف كسى است كه چارهاى جز كافر شدن ندارد و كافر مىشود چون راهى به سوى ايمان ندارد. نه مىتواند ايمان بياورد، و نه مىتواند كافر شود.
يكى از مستضعفين، كودكانند. و يكى ديگر مردان و زنانى هستند كه عقلشان مثل عقل كودكان است و قلم تكليف از آنها برداشته شده است.[٢] مؤلف: و اين حديث بطور مستفيض يعنى بطرق بسيار زياد از زراره نقل شده هم كلينى[٣] آنها را آورده، هم صدوق[٤]، و هم عياشى[٥] و همه اينها به چند طريق از او نقل كردهاند.
[١] در المنثور، ج ٢ ص ٢٠٧.
[٢] اصول كافى، ج ٢ ص ٤٠٤ ح ١.
[٣] اصول كافى، ج ٢، ص ٤٠٤، ح ١ و ٢ و ٣.
[٤] معانى الاخبار، ص ٢٠٠، ح ٤.
[٥] تفسير عياشى، ج ١، ص ٢٦٨، ح ٢٤٣.