ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١٥ - قرآن، تشخيص فكر صحيح و اقوم را به عقل فطرى بشر احاله نموده است
[قرآن، تشخيص فكر صحيح و اقوم را به عقل فطرى بشر احاله نموده است]
قرآن كريم علاوه بر اين، بيان كرده كه فكر صحيح و طريقه درست تفكر، انسان را به چه چيزهايى هدايت مىكند، از آن جمله فرموده:(إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ)[١]، يعنى به ملتى و يا سنتى و يا به عبارت ديگر طريقهاى هدايت مىكند كه استوارتر از آن نيست، و به هر حال آن طريقه و سنت صراطى است حياتى و طريقهاى است براى زندگى و معلوم است كه استوارتر بودن آن از طرق ديگر، موقوف بر اين است كه طريق تفكر در آن از هر طريق تفكرى استوارتر باشد، طريقهاى است كه به حكم آيات زير يكسره نور است و صراط مستقيم است (توجه بفرمائيد):(قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ، وَ يَهْدِيهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ)[٢] و صراط مستقيم عبارت است از راه روشنى كه هيچ اختلافى در آن نباشد و علاوه بر اين هيچگاه از رساندن رهرو خود به هدف تخلف نداشته و دو هوا نباشد و از اين گذشته با حقى كه مطلوب هر انسان حق جويى است مناقضت و ناسازگارى نداشته باشد و علاوه بر اين راهى است كه بعضى از اجزاى آن نقيض بعض ديگرش نباشد.
و اما اينكه آن فكر صحيح و اقوم كه قرآن كريم بشر را به سوى آن دعوت و تشويق كرده، چگونه تفكرى است؟ قرآن عزيز آن را معين نكرده بلكه تشخيص آن را به عقل فطرى بشر احاله نموده، چون عقل بشر در صورتى كه آزادى خداداديش محفوظ مانده باشد خودش آن فكر صحيح را مىشناسد، تشخيص آن در نفوس بشر همواره ثابت و مرتكز است.
و شما خواننده عزيز اگر در آيات قرآن تتبع و تفحص نموده و در آنها به دقت تدبر نمايى، خواهى ديد كه بشر را شايد بيش از سيصد مورد به تفكر تذكر و يا تعقل دعوت نموده و يا به رسول گرامى خود يادآور مىشود كه با چه دليلى حق را اثبات و يا باطل را ابطال كند و خلاصه كلام اينكه از اين آيات مىتوان فهميد كه راه صحيح تفكر از نظر قرآن چه راهى است و ما در اينجا به عنوان نمونه چند آيه را مىآوريم (توجه فرمائيد):(قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ ...) كه ترجمهاش گذشت و در حكايت اينكه انبيا و اوليايش چون نوح و ابراهيم و موسى و ساير انبياى بزرگوارش و لقمان و مؤمن آل فرعون و
[١] اين قرآن انسانها را به معارفى هدايت مىكند كه استوارتر از آن هيچ حقيقتى وجود ندارد.
سوره اسرى، آيه ٩ .
[٢] از ناحيه خدا براى شما نورى و كتابى روشنگر آمد، كتاب و نورى كه خداى سبحان به وسيله آن افرادى را كه در پى به دست آوردن رضاى اويند به راههاى سلامت هدايت نموده، به اذن خود از ظلمتها به سوى نورشان بيرون كرده و به سوى صراط مستقيم رهنمون مىنمايد. سوره مائده، آيه ١٦ .