ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢٣ - روايات عجيب و بى اعتبارى كه در مورد داستان پسران آدم(ع) نقل شده است
طرف سرش آويزان به قرص خورشيد است و خورشيد به هر طرف برود او را با خود مىبرد، هم در گرماى تابستانش و هم در زمهرير زمستانش، و اين شكنجه را تا روز قيامت دارد، و چون قيامت شود خداى تعالى او را در آتش دوزخ جاى مىدهد[١]، و آن حديثى كه مىگويد پسر آدم يعنى آنكه برادر خود را كشت نامش قابيل بود، كه در بهشت متولد شد[٢] و آن حديثى كه مىگويد: آدم وقتى از كشته شدن پسرش هابيل خبردار شد با چند شعر عربى او را مرثيه گفت،[٣] و يا آن حديثى كه مىگويد: در شريعت خاندان آدم چنين مرسوم بود كه هر گاه انسانى مورد سوء قصد قرار مىگرفت بايد خود را بدون هيچ دفاعى و تلاشى در اختيار دشمن خود قرار دهد،[٤] و از اين قبيل رواياتى ديگر.
پس اين روايات- كه ديدى- و امثال آن، رواياتى است كه بيشترش و يا همهاش از طرق ضعيف نقل شده، و با اعتبار صحيح و عقلى و نيز با كتاب خدا- قرآن كريم- نمىسازد، پس بعضى از آنها جعلى است و جعلى بودنش روشن است و بعضى ديگر تحريف شده است، و در بعضى موارد ناقل عين عبارت را نياورده، بلكه نقل به معنا كرده و در اين نقل به معنا دچار اشتباه شده است.
و در در المنثور است كه ابن ابى شيبه از عمر روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ فرموده: چرا شما مثل هابيل نباشيد و نتوانيد مانند او وقتى قاتل به سراغتان مىآيد همان سخن هابيل را بگوئيد و دست روى دست بگذاريد و در نتيجه مانند بهترين از آن دو پسر آدم باشيد؟ يعنى مانند هابيل باشيد، و در نتيجه او در بهشت و قاتلش در آتش شود.[٥] مؤلف: اين روايت از رواياتى است كه امت اسلام را براى روزى كه دچار فتنه شد راهنمايى مىكند و اين روايات بسيار است، كه بيشتر آنها را سيوطى در الدر المنثورش آورده، نظير روايتى كه بيهقى از ابى موسى از رسول خدا ٦ نقل كرده كه گفت آن جناب فرمود، شمشيرهاى خود را بشكنيد (يعنى در فتنه) و زه و كمان خود را پاره كنيد، و در كنج خانهها بخزيد و مانند بهترين از دو پسران آدم باشيد،[٦] و باز نظير روايتى كه ابن جرير و عبد الرزاق از حسن نقل كرده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: مساله دو پسران
[١] تفسير عياشى ج ١ ص ٣١١ ح ٨٠.
[٢] تفسير عياشى ج ١ ص ٣١١ ح ٨٢.
[٣] در المنثور ج ٢ ص ٢٧٦.
[٤] در المنثور ج ٢ ص ٢٧٤.
[٥] ( ٥ و ٦) در المنثور ج ٢ ص ٢٧٥.
[٦] ( ٥ و ٦) در المنثور ج ٢ ص ٢٧٥.