ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٤٧ - رواياتى در باره واجب شدن نمازهاى پنجگانه و مراد از مشهود بودن قرآن فجر(نماز صبح) در ذيل آيه أقم الصلاة
هم ملائكه روز[١].
مؤلف: تفسير مشهود بودن قرآن فجر در روايات شيعه و سنى به اينكه چون ملائكه شب آن را مىبينند و هم ملائكه روز آن قدر در اين دو طائفه بسيار است كه نزديك است به حد تواتر برسد، و در بعضى از آنها همانطور كه گذشت شهادت خدا و ديدن مسلمين نيز اضافه شده است.
و در تفسير عياشى از عبيد بن زرارة روايت كرده كه گفت: شخصى از امام صادق (ع) از مؤمن پرسش نمود كه آيا او هم شفاعت مىكند؟ حضرت فرمود: آرى، شخص ديگرى از ميان جمعيت عرض كرد آيا مؤمن هم محتاج شفاعت محمد ٦ هست؟
فرمود: آرى براى مؤمن نيز گناهان و خطاهايى است، هيچكس نيست مگر آنكه آن روز محتاج به شفاعت محمد ٦ هست.
راوى مىگويد: مردى پرسيد معناى كلام رسول خدا ٦ كه فرمود:
من سيد و سرور فرزندان آدمم ولى فخر نمىفروشم چيست؟ فرمود: آرى او حلقه درب بهشت را مىگيرد و بازش مىكند آن گاه به سجده مىافتد، خداى تعالى خطابش مىكند كه سر بردار و شفاعت كن كه شفاعتت پذيرفته است، و بخواه كه هر چه بخواهى به آن مىرسى، رسول خدا ٦ سر برداشته دو باره به سجده مىافتد، خدايش مىفرمايد:
سر بردار و شفاعت كن كه پذيرفته است، و بخواه كه به آن خواهى رسيد آن جناب سر بر مىدارد و شفاعت مىكند، شفاعتش پذيرفته مىشود، درخواست مىكند خدا هم عطايش مىفرمايد.[٢] و نيز در همان كتاب از سماعة بن مهران از ابى ابراهيم (ع) روايت كرده كه در ذيل آيه(عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً) فرمود: مردم روز قيامت به مقدار چهل روز سر از خاك برداشته به آفتاب دستور مىرسد كه پائين و نزديك سر بندگان آيد، به حدى كه عرق سراپايشان بگيرد، و به زمين دستور مىرسد كه عرق ايشان نپذيرد، آن وقت است كه همگى نزد آدم شده شفاعت مىخواهند او ايشان را به نوح راهنمايى مىكند، و نوح به ابراهيم و او به موسى و او به عيسى و او به رسول خدا ٦ حوالت مىدهد، و مىگويد بر شما باد خاتم النبيين محمد ٦، و بالأخره محمد ٦ مىگويد: اينكار با من.
[١] الدر المنثور، ج ٤، ص ١٩٦.
[٢] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٣١٤، ح ١٥٠.