ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١٨ - بحثى روايتى و قرآنى(در باره تفريق آيات قرآن - و قرآنا فرقناه ) تقسيم قرآن به آيات و سور
تكلم كند كه گوش خودش هم نشنوند، و جهر آن است كه جوهره صدا به شدت بلند شود[١].
مؤلف: اين روايات تا حدى معناى اولى را كه در تفسير آيه گذرانديم تاييد مىكند.
و باز در همان كتاب به سند خود عبد اللَّه بن سنان روايت كرده كه گفت: از امام صادق (ع) پرسيدم آيا بر امام جماعت واجب است كه نماز را آن قدر بلند بخواند كه مامومين بشنوند؟ و اگر چنين است در جماعتهايى كه جمعيت بسيار است چطور مىشود؟
فرمود: بايد بطور معتدل و متوسط بخواند چنانچه خداى تعالى فرمود:(وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها)[٢].
و در الدر المنثور است كه احمد و طبرانى از معاذ بن انس روايت كرده كه گفت:
رسول خدا ٦ فرمود: آيه:(وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً) تا آخر آيه عزت است[٣].
و در تفسير قمى از امام آورده كه در ذيل(وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ) فرموده است:
يعنى خداوند هرگز ذليل نشده تا محتاج وليى شود كه ياريش كند[٤].
بحثى روايتى و قرآنى [ (در باره تفريق آيات قرآن-(وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ) ...) تقسيم قرآن به آيات و سور]
اين بحث پيرامون آيه شريفه(وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ) است كه در سه فصل عنوان مىشود:
فصل اول، پيرامون تقسيمات قرآن كريم: كتاب الهى به اجزايى تقسيم شده كه با آن شناخته مىشود، مانند سى جزء، و اينكه هر جزئى ٤ حزب و هر حزبى ١٠ عشر دارد، و امثال آن، و اين تقسيمبندى است كه در قرآن كريم كردهاند، ولى آنچه در خود قرآن مىباشد، دو تقسيم است: يكى سوره و ديگر تقسيم هر سوره به چند آيه، و مكرر از آن دو، اسم برده مثلا فرموده:(سُورَةٌ أَنْزَلْناها)[٥] و يا فرموده:(قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ)[٦] و همچنين در غير اين
[١] فروع كافى، ج ٣، ص ٣٠٥، ح ٢١.
[٢] فروع كافى، ج ٣، ص ٣١٧، ح ٢٧.
[٣] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٠٨، ط بيروت.
[٤] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٠، ط نجف.
[٥] سوره نور، آيه ١.
[٦] سوره يونس، آيه ٣٨.