ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٠١ - رواياتى متضمن ذكر اسماء اصحاب كهف
هم مضبوط و مستند و قابل اعتماد نيست و در كتاب بحر آمده كه اسامى اصحاب كهف عجمى (غير عربى) بوده كه نه شكل معينى و نه نقطه داشته، و خلاصه سند در شناختن اسامى آنان ضعيف است[١].
و روايتى كه به على (ع) نسبت دادهاند همان است كه ثعلبى هم در كتاب عرائس و ديلمى در كتاب خود به طور مرفوع آورده و در آن عجائبى ذكر شده.
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: اصحاب كهف، ياران مهدىاند[٢].
و در برهان از ابن الفارسى آورده كه گفت امام صادق (ع) فرموده: قائم (ع) از پشت كوفه خروج مىكند، با هفده نفر از قوم موسى كه به حق راه يافته و با حق عدالت مىكردند، و هفت نفر از اهل كهف و يوشع بن نون و ابو دجانه انصارى و مقداد بن اسود و مالك اشتر كه اينان نزد آن جناب از انصار و حكام او هستند[٣].
و در تفسير عياشى از عبد اللَّه بن ميمون از ابى عبد اللَّه (ع) از پدرش از على بن ابى طالب روايت كرده كه فرمود: وقتى كسى به خدا سوگند مىخورد تا چهل روز مهلت
[١] روح المعانى ج ١٥، ص ٢٤٦، ط بيروت.
[٢] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢١٥، ط بيروت.
[٣] تفسير برهان، ج ٢، ص ٤٦٠.