ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥٣ - اشاره به معناى كلمه خدا و بيان مقصود از اينكه اگر درياها مركب باشد كلمات خدا را با آن نتوان نوشت
و خضر را آورد كه چگونه موسى از او اعمال عجيبى مشاهده كرد و نتوانست تاويل كند، و ظاهر آن اعمال وى را از باطن آنها غافل ساخت تا آنكه خود خضر تاويل كارهاى خود را شرح داده اضطراب موسى را از بين برد. و سپس داستان ذو القرنين و سدى كه به امر خدا و براى جلوگيرى از مفسدين- از قبيل ياجوج و ماجوج- ساخته بيان كرد.
و به طورى كه ملاحظه مىكنيد اينها امورى است كه در ذيلش حقايق و اسرارى قرار دارد، و در حقيقت كلماتى است كاشف از مقاصدى، و بياناتى است كه از حقايقى نهفته كه ذكر حكيم به سوى آنها دعوت مىكند پرده برمىدارد. و اين آيه، از اين امور كه كلمات خدا است خبر مىدهد و كلمات خدا از مقاصدى كه زوال ناپذير است خبر مىدهد، و آيه شريفه در اينكه در جايى قرار گرفته كه غرض سوره استيفاء شده و بيانش تمام گشته و مثالهايش زده شده نظير گفتار كسى مىماند كه خيلى حرف زده و در آخر گفته باشد حرفهاى ما تمامى ندارد لذا به همين مقدار كه گفتيم اكتفاء مىكنيم- و خدا داناتر است.
[اشاره به معناى كلمه خدا و بيان مقصود از اينكه اگر درياها مركب باشد كلمات خدا را با آن نتوان نوشت]
(قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي ...).
لفظ كلمة هم بر جمله اطلاق مىشود و هم بر مفرد نظير آيه شريفه(قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ)[١] و در قرآن كريم بيشتر در گفتار خدا و حكم او استعمال شده مانند آيه(وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا)[٢] و آيه(كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لا يُؤْمِنُونَ)[٣] و آيه(وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ)[٤] و آيات بسيار زياد ديگرى از اين قبيل.
و معلوم است كه خداى تعالى تكلمش به دهان باز كردن نيست، بلكه تكلم او همان فعل او است و افاضه وجودى است كه مىكند، هم چنان كه فرموده:(إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ)[٥].
[١] بگو اى اهل كتاب همه بيائيد بر يك كلمه اتفاق كنيم و آن كلمه عبارت است از اينكه جز خدا را نپرستيم. سوره آل عمران، آيه ٦٤.
[٢] كلمه حسناى پروردگارت بر بنى اسرائيل تمام شد چون صبر كردند. سوره اعراف آيه ١٣٧.
[٣] اين چنين كلمه پروردگارت عليه كسانى كه فسق كردند مسلم شد كه ايمان نمىآورند. سوره يونس آيه ٣٢.
[٤] اگر كلمه از پروردگارت نگذشته بود كار ايشان يكسره مىشد. سوره يونس، آيه ١٩.
[٥] قول ما به هر چيزى كه بخواهيمش اين است كه بگوييم بباش و او بدون درنگ موجود مىشود. سوره نحل آيه ٤٠.