ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥٩
خداى تبارك و تعالى فرموده: من بهترين شريكم، هر كس در عمل خويش كسى را شريك من كند من آن را قبول نمىكنم، مگر آنچه را كه خالص براى من آورده باشد[١].
عياشى مىگويد: در روايت ديگرى از آن جناب آمده، كه خداى تعالى فرموده: من بهترين شريكم، هر كس عملى را هم براى من و هم براى غير من بجا آورد آن عمل مال آن كسى است كه وى با من شريكش كرده[٢].
و در الدر المنثور است كه احمد و ابن ابى الدنيا و ابن مردويه و حاكم (وى حديث را صحيح دانسته) و بيهقى از شداد بن اوس روايت كردهاند كه گفت: من از رسول خدا ٦ شنيدم كه فرمود: هر كس نماز بخواند و رياء كند شرك كرده و هر كه روزه بگيرد و رياء كند شرك ورزيده و هر كه صدقه دهد و رياء كند شرك ورزيده آن گاه اين آيه را خواند:
(فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ ...)[٣].
و در تفسير عياشى[٤] از زراره و حمران از امام باقر و امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمودند: اگر بندهاى عملى كند كه با آن رحمت خدا و خانه آخرت را طلب كند آن گاه رضاى احدى از مردم را هم در آن دخالت دهد مشرك است.
مؤلف: روايات در اين باب از طرق شيعه و اهل سنت آن قدر زياد است كه نمىتوان شمرد. و البته مراد از شرك در آنها شرك خفى است كه با اصل ايمان منافات ندارد بلكه با كمال آن منافى است هم چنان كه خداى تعالى فرموده:(وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ)[٥] پس آيه شريفه با باطن خود شامل شرك خفى مىشود نه به ظاهرش.
و در الدر المنثور است كه طبرانى و ابن مردويه از ابى حكيم روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: اگر از قرآن غير از آيه آخر سوره كهف بر من نازل نشده بود همان يك آيه براى امت من كافى بود[٦].
مؤلف: وجه اين روايت در سابق گذشت.
[١] ( ١ و ٢) تفسير عياشى، ج ٢، ص ٣٥٣.
[٢] ( ١ و ٢) تفسير عياشى، ج ٢، ص ٣٥٣.
[٣] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٥٦.
[٤] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٣٥٣.
[٥] ايمان به خدا نمىآورند مگر آنكه بيشترشان مشركند. سوره يوسف، آيه ١٠٦.
[٦] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٥٧.