ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٣٧ - سخن صاحب تفسير جواهر در اثبات اينكه ذو القرنين، كورش، پادشاه هخامنشى ايران، و ياجوج و ماجوج، اقوام مغول بودهاند
آن گاه رو به سوى مشرق نهاد و تا اقصى نقطه مشرق پيش رفت.
اين قول را يكى از علماى نزديك به عصر[١] ما ذكر كرده و يكى از محققين هند[٢] در ايضاح و تقريب آن سخت كوشيده است. اجمال مطلب اينكه: آنچه قرآن از وصف ذو القرنين آورده با اين پادشاه عظيم تطبيق مىشود، زيرا اگر ذو القرنين مذكور در قرآن مردى مؤمن به خدا و به دين توحيد بوده كورش نيز بوده، و اگر او پادشاهى عادل و رعيتپرور و داراى سيره رفق و رأفت و احسان بوده اين نيز بوده و اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردى سياستمدار بوده اين نيز بوده و اگر خدا به او از هر چيزى سببى داده به اين نيز داده، و اگر ميان دين و عقل و فضائل اخلاقى وعده و عده و ثروت و شوكت و انقياد اسباب براى او جمع كرده براى اين نيز جمع كرده بود.
و همانطور كه قرآن كريم فرموده كورش نيز سفرى به سوى مغرب كرده حتى بر ليديا و پيرامون آن نيز مستولى شده و بار ديگر به سوى مشرق سفر كرده تا به مطلع آفتاب برسيد، و در آنجا مردمى ديد صحرانشين و وحشى كه در بيابانها زندگى مىكردند. و نيز همين كورش سدى بنا كرده كه به طورى كه شواهد نشان مىدهد سد بنا شده در تنگه داريال ميان كوههاى قفقاز و نزديكيهاى شهر تفليس است. اين اجمال آن چيزى است كه مولانا ابو الكلام آزاد گفته است كه اينك تفصيل آن از نظر شما خواننده مىگذرد.
اما مساله ايمانش به خدا و روز جزا: دليل بر اين معنا كتاب عزرا (اصحاح ١) و كتاب دانيال (اصحاح ٦) و كتاب اشعياء (اصحاح ٤٤ و ٤٥) از كتب عهد عتيق است كه در آنها از كورش تجليل و تقديس كرده و حتى در كتاب اشعياء او را راعى رب (رعيتدار خدا) ناميده و در اصحاح چهل و پنج چنين گفته است: (پروردگار به مسيح خود در باره كورش چنين مىگويد) آن كسى است كه من دستش را گرفتم تا كمرگاه دشمن را خرد كند تا برابر او دربهاى دو لنگهاى را باز خواهم كرد كه دروازهها بسته نگردد، من پيشاپيشت رفته پشتهها را هموار مىسازم، و دربهاى برنجى را شكسته، و بندهاى آهنين را پاره پاره مىنمايم، خزينههاى ظلمت و دفينههاى مستور را به تو مىدهم تا بدانى من كه تو را به اسمت مىخوانم خداوند اسرائيلم به تو لقب دادم و تو مرا نمىشناسى .
و اگر هم از وحى بودن اين نوشتهها صرفنظر كنيم بارى يهود با آن تعصبى كه به مذهب خود دارد هرگز يك مرد مشرك مجوسى و يا وثنى را (اگر كورش يكى از دو مذهب را داشته) مسيح پروردگار و هدايت شده او و مؤيد به تاييد او و راعى رب
[١] سر احمد خان هندى.
[٢] مولانا ابو الكلام آزاد.