ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٥٣ - وضعيت جغرافيايى غار اصحاب كهف و كيفيت قرار گرفتن اصحاب كهف در آن
به خواب رفتند، و چقدر خوابشان طول كشيد بيان نكرده، و به همان اشاراتى كه در آيات قبل بود، و به اشاراتى كه به زودى در ذيل جمله(وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ) خواهد آمد، اكتفاء نموده است. و اگر به اين خصوصيات نپرداخته به منظور اختصار بوده است.
و معناى آيه اين است كه: تو مىبينى، و هر بينندهاى هم كه فرض شود از كار آنان خبر داشته مىبيند، آفتاب را كه وقتى طلوع مىكند از طرف غار آنان به سمت راست متمايل مىشود، و در نتيجه نورش به داخل غار مىافتد و وقتى غروب مىكند به طرف چپ غار را قطع مىكند و در نتيجه شعاعش به داخل غار مىافتد، و اصحاب غار در فضاى وسيع غار قرار دارند كه آفتاب به آنان نمىرسد.
خداى سبحان با همين بيان كوتاه اين معانى را فهمانده كه اولا غار اصحاب كهف شرقى و غربى قرار نگرفته بوده كه از شعاع آفتاب فقط يك وعده، يا صبح و يا بعد از ظهر، استفاده كند، بلكه ساختمانش قطبى بوده، يعنى درب غار به طرف قطب جنوبى بوده كه هم در هنگام طلوع و هم در هنگام غروب شعاع آفتاب به داخل آن مىتابيده.
و ثانيا آفتاب به خود آنان نمىتابيده، چون از در غار دور بودند، و در فضاى وسيع غار قرار داشتند. خداوند به اين وسيله ايشان را از حرارت آفتاب و دگرگون شدن رنگ و رويشان و پوسيدن لباسهايشان حفظ فرموده.
و ثالثا در خواب خود راحت بودهاند، زيرا هواى خوابگاهشان حبس نبوده، بلكه همواره در فضاى غار از طرف شرق و غرب در جريان بوده، و اصحاب غار هم در گذرگاه اين گردش هوا قرار داشتهاند.
و بعيد نيست كه از نكره آمدن فجوة نيز اين يعنى دور بودن از شعاع آفتاب استفاده و گفته شود كه نكره بودن فجوة دليل بر اين است كه چيزى در كلام حذف شده و تقديرش اين بوده: و هم فى فجوة منه لا يصيبهم فيه شعاعها كه معنايش گذشت.
مفسرين[١] گفتهاند كه در غار روبروى قطب شمال بوده كه هم جهت با ستارههاى بنات النعش است، و قهرا دست راست آن به طرف مغرب نگاه مىكند، و شعاع آفتاب در هنگام طلوعش بدانجا مىافتد، و طرف چپش به مشرق نگاه مىكند، و آفتاب در هنگام غروبش بدانجا مىتابد.
البته اين در صورتى صحيح است كه مقصود از طرف راست و چپ غار راست و چپش
[١] تفسير فخر رازى، ج ٢١، ص ٩٩ و روح المعانى، ج ١٥، ص ٢٢٣ و مجمع البيان، ج ٦، ص ٤٥٦.