ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٢ - مراد از اينكه فرمود من كان في هذه أعمى فهو في الآخرة أعمى و وجوهى كه در اين باره گفته شده است
دعوت و احضار مىشود (دقت فرمائيد).
علاوه بر اين كتاب ، سنت ، دين و ديگر موارد مذكور، امام مستقل نيستند، بلكه برگشت پيروى از آنها به پيروى از پيغمبر و امام است، و همچنين پيغمبر هم از جهت اينكه امام است به امر خدا هدايت مىكند، و اما در جهت اينكه از معارف غيبى خبر مىدهد يا پيامهاى خدايى را ابلاغ مىنمايد از اين جهت نبى و يا رسول است، و امام نيست، و همچنين اضلال مذاهب باطله و كتب ضلال و سنتهاى غلط در حقيقت اضلال مؤسسين آن مذاهب و مبدعين آن بدعتها است.
[مراد از اينكه فرمود:(مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى) و وجوهى كه در اين باره گفته شده است]
(وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا).
مقابله ميان فى هذه و فى الآخرة مىرساند كه مقصود از هذه همين زندگى دنيا است، هم چنان كه بودن سياق آيه در مقام بيان يكسانى و مطابقت دنيا با آخرت دليل بر اين است كه مراد از كورى آخرت كورى چشم نيست، بلكه نداشتن بصيرت و ديده باطنى است، و همچنين مقصود از كورى در دنيا هم همين است هم چنان كه در جاى ديگر اين كورى را، كورى بصيرت معنا كرده و فرموده(فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ)[١] و نيز مؤيد اين معنا قرار گرفتن(أَضَلُّ سَبِيلًا) بعد از كورى آخرت است كه مىرساند مقصود از آن گمراهى و بىبصيرتى است.
پس معناى آيه اين است كه هر كه در اين نشاه يعنى زندگى دنيا امام حق را نشناسد و راه حق نپيمايد چنين كسى در آخرت سعادت و رستگارى را نمىبيند و راه به سوى آمرزش نمىبرد.
از آنچه گذشت روشن گرديد اينكه بعضيها گفتهاند: اشاره در فى هذه به نعمتهايى است كه در آيه ذكر شده، و معنايش اين است كه: كسانى كه در اين نعمتها كه خدا روزيشان كرده كور باشند، و قدرش را ندانند و شكرش را بجا نياورند در آخرت هم كور محشور مىشوند صحيح نيست.
و همچنين اينكه بعضى ديگر گفتهاند: مراد از كورى در دنيا نداشتن بصيرت و مراد از كورى در آخرت كورى چشم است صحيح نيست[٢] و وجه بطلان هر دو از آنچه گذشت معلوم مىشود، علاوه بر اين كورى چشم در آخرت چه بسا برگشتنش به كورى بصيرت باشد، براى
[١] سوره حج، آيه ٤٦.
[٢] مجمع البيان، ج ٦، ص ٤٣٠.