ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٥١ - جزئياتى از داستان اصحاب كهف كه از آيات استفاده مىشود
خدا نفى كردند.
و اين با مضمون رواياتى كه مىگويد اصحاب كهف ايمان خود را پنهان مىداشتند و با تقيه رفتار مىكردند منافاتى ندارد، زيرا ممكن است عمرى اين چنين بسر برده و سپس به طور ناگهانى تقيه را شكسته ايمان به توحيد را اعلام نموده از مردم خود كنارهگيرى نمودند، و ديگر مجالى برايشان نمانده كه تظاهر به ايمان بكنند، زيرا اگر چنين مجالى بود قطعا كشته مىشدند.
و چه بسا احتمال دادهاند، كه مراد از قيام اصحاب كهف قيامشان براى يارى حق بوده، و اينكه گفتهاند(رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) گفتارى بوده كه در دل زمزمه مىكردهاند. و جمله(وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ) گفتار ايشان در هنگام خروجشان از شهر بوده. و يا ممكن است مقصود از قيامشان قيام براى خدا باشد، و همه اقوالى كه از ايشان نقل شده گفتگوهايى بوده ميان خودشان كه بعد از بيرون شدن از شهر و دور شدن از مردم به ميان آوردهاند. و بنا بر دو وجهى كه ذكر شد منظور از ربط بر قلوب ايشان، اين است كه ايشان از عاقبت بيرون شدن از ميان مردم و فرار از شهر و دورى از مردم نهراسيدهاند.
و ليكن از دو وجه مذكور وجه اولى روشنتر است.
(وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ ...).
كلمه اعتزال و همچنين تعزل به معناى دورى از چيزى است، و كلمه نشر به معناى گستردن است و مرفق - به كسره ميم و فتحه فاء، و همچنين بالعكس، و نيز به فتحه هر دو حرف- به معناى رفتار به نرمى و معامله به لطف است.
اين آيه فراز دوم از محاوره آنان را بعد از بيرون شدن از ميان مردم و اعتزالشان از آنان و از خدايان آنان حكايت مىكند، كه بعضى از ايشان پيشنهاد كرده كه داخل غار شوند و خود را از دشمنان دين پنهان كنند. و اينكه اين پيشنهاد خود الهامى الهى بوده كه به دل ايشان انداخته كه اگر چنين كنند خدا به لطف و رحمت خود با آنان معامله مىكند، و راهى كه منتهى به نجاتشان از زورگوئيهاى قوم و ستمهاى ايشان باشد پيش پايشان مىگذارد. و ما اين معنا را از جمله(فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ ...) استفاده كرديم، چون اصحاب كهف در اين جمله به طور جزم گفتند: پروردگارتان از رحمتش براى شما مىگستراند ، و نگفتند اميد است پروردگارتان چنين كند و نيز نگفتند شايد پروردگارتان چنين كند و اين دو مژده، يعنى نشر رحمت و تهيه مرفق، كه بدان ملهم شدند همان دو خواهشى بود كه بعد از دخول در كهف از درگاه خداى خود نموده- و به حكايت قرآن