ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦٤ - با اينكه تقيه و تظاهر به كفر از روى اضطرار جايز است سبب نگرانى و بيم اصحاب كهف چه بوده است؟
محروم شوند، حتى به يك كلمه از دين توحيد لب نگشايند.
البته هيچ يك از اينها نسبت به كسى كه در زير فشار كفار قرار گرفته و از هر سو او را محصور خود نموده مانند يك اسير زير دست و مستضعف در ميان آنان زندگى مىكند مانعى ندارد، هم عقل آن را تجويز مىكند، و هم نقل، حتى قرآن كريم صريحا تجويز نموده و فرموده:(إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ)[١] و نيز فرموده:(إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً)[٢] كه چنين كسانى مىتوانند به زبان انكار حق نموده و در دل ايمان داشته باشند، ليكن همه اينها براى كسى است كه گفتيم در زير فشار كفار و زير نظر آنان و در چنگالشان قرار گرفته باشد، نه مانند اصحاب كهف كه از ميان كفار نجات يافتند، و آزادى در عمل و اعتقاد به دست آوردند، براى آنان ديگر جائز نيست خود را در مهلكه ضلالت افكنده و دست بسته تحويل اجتماع كفر شوند آن وقت نتوانند به كلمه حق لب بگشايند، و خود را از انجام وظائف دينى و انسانى محروم كنند، كه اگر چنين كنند سعادت را بر خود حرام نموده ديگر هرگز روى رستگارى را نمىبينند، هم چنان كه خداى تعالى فرموده:(إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً)[٣].
[با اينكه تقيه و تظاهر به كفر از روى اضطرار جايز است سبب نگرانى و بيم اصحاب كهف چه بوده است؟]
و با همين بيان وجه ترتب جمله(وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً) بر جمله(أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ) كاملا روشن مىگردد، و نيز اشكالى كه در اينجا به نظر مىرسد رفع مىشود، و آن اشكال اين است كه اظهار كفر از روى اكراه و پنهان داشتن ايمان در قلب و بين خود و خدا هميشه بخشوده است، و منحصر به زمانى معين نيست، پس چرا فرموده: و هرگز تا ابد رستگار نمىشوند و با اينكه مجبور بودن اصحاب كهف از حالشان هويدا بوده چرا برگشتن به كفر ملتشان را هلاكت ابدى خوانده؟ جوابى كه گفتيم از كلام ما به دست مىآيد اين است كه اگر خود را بر مردم عرضه مىكردند و يا ايشان را به نحوى به مخفىگاه خود راهنمايى
[١] مگر كسى كه مجبورش كنند به زبان كفر بگويد، در حالى كه قلبش مطمئن به ايمان باشد.
سوره نحل، آيه ١٠٦.
[٢] مگر آنكه از شر آنان تقيه كنيد. سوره آل عمران، آيه ٢٨.
[٣] كسانى كه ملائكه جانشان را در حال كفر و ظلم به نفس گرفتند مىپرسند در دنيا چه وضعى داشتيد( چرا كافر بوديد؟) مىگويند ما در دنيا جزو طبقه ضعيف بوديم( اقويا به كفر مجبورمان كردند) ملائكه مىگويند: مگر زمين خدا فراخ نبود چرا مهاجرت نكرديد؟ اين دسته از مردم جايشان جهنم است كه بد سرانجامى است. سوره نساء، آيه ٩٧.