ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣ - روايات ديگرى در شرح اسراء و معراج
(عقايد دينى شما چيست؟) و چه چيزى را مىپرستيديد؟ گفتند ما شهادت مىدهيم به اينكه معبودى نيست جز خداى تعالى و او را شريكى نيست و نيز شهادت مىدهيم بر اينكه تو رسول خدايى بر اين معنا از ما عهد و ميثاقها گرفتهاند، نافع گفت درست فرمودى اى ابا جعفر[١].
و در علل به سند خود از ثابت بن دينار روايت كرده كه گفت من از حضرت زين العابدين على بن الحسين (ع) در باره خداى عز و جل پرسيدم كه آيا خداوند به مكان وصف مىشود؟ حضرت فرمود: تعالى اللَّه عن ذلك- خدا بزرگتر از اين است عرض كردم اگر خداوند به مكان وصف نمىشود پس چرا وقتى مىخواست پيغمبرش را به خود نزديك كند او را به آسمان برد، مگر خدا در آسمان است؟ فرمود: نه اين كار براى آن بود كه مىخواست ملكوت و واقعيت آسمانها و آنچه در آنها (از عجائب صنع و بدايع خلقت) است را به او نشان دهد.
پرسيدم پس اينكه خداى تعالى مىفرمايد:(ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى) چه معنا دارد؟ و رسول خدا ٦ به كجا نزديك شد؟ (كه بيش از دو تيرانداز و يا كمتر فاصله نماند؟) فرمود رسول خدا ٦ به حجابهاى نورى نزديك شد و در آنجا ملكوت آسمانها را مشاهده كرد، آن گاه تدلى (نزديكى) نموده و از طرف پائين ملكوت زمين را نگريست تا آنجا كه پنداشت نزديكيهاى زمين است و بيش از دو تيرانداز و يا كمتر فاصله نبود خلاصه جمله(قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى) ناظر به فاصله آن جناب با زمين است[٢].
و در تفسير قمى به سند خود از اسماعيل جعفى روايت كرده كه گفت: من در مسجد الحرام نشسته بودم و حضرت ابى جعفر (ع) نيز در گوشهاى نشسته بود، سر بلند كرده نگاهى به آسمان و نگاهى به كعبه كرد و فرمود:(سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى) سه بار اين آيه را تكرار كرد، آن گاه متوجه من شد و فرمود: اهل عراق در باره اين آيه چه مىگويند؟ عرض كردم مىگويند خداوند رسول خود را از مسجد الحرام به بيت المقدس برد، فرمود اينطور نيست كه آنان مىگويند ليكن از اينجا به اينجا سيرش دادند و با دست اشاره به آسمان كرد و فرمود ما بين آن دو حرم است.
آن گاه فرمود: به سدرة المنتهى رسيد جبرئيل از همراهيش باز ايستاد رسول خدا ٦
[١] روضه كافى، ص ١٠٣، ح ٩٣.
[٢] علل شرايع، ج ١، ص ١٣١، باب ١١٢، ح ١.