ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٩٠ - اعمال آدمى اسباب اخروى هستند و بر خلاف اسباب دنيوى تخلف ناپذيرند
نبوت است نبود، هيچ وجه ديگرى براى آن متصور نمىشد، پس تنها تقييد به ايمان ، به ساير آيات قرآنى در اين باره كمك مىكند.
و معناى جمله(فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً) اين است كه خداوند عمل چنين كسانى را به بهترين وجه قبول نموده و كوشش آنان را مىستايد و ستايش خدا در برابر عمل بنده، عبارت است از تفضل او بر بندهاش.
آرى همين كه خداوند پاداش نيك به بندهاش مىدهد، تفضلى است بر بندهاش و گرنه وظيفه بنده، بندگى مولاى خويش است، و نبايد خود را طلبكار مولايش بداند، پس ثواب دادن، تفضل مولا است، و ثنا خواندنش بر بنده، تفضلى است ديگر ((وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ)).
[اعمال آدمى اسباب اخروى هستند و بر خلاف اسباب دنيوى تخلف ناپذيرند]
اين دو آيه دلالت بر اين دارند كه اسباب اخروى عبارتند از اعمال و بس، و اعمال سببهايى هستند كه هرگز از غايات و نتايج خود تخلف ندارند، به خلاف اسباب دنيوى كه تخلف پذيرند زيرا در باره اسباب اخروى فرموده است:(فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً) و در باره اسباب دنيوى فرموده(عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِيدُ) پس هر قدر مىخواهيم و براى هر كس كه بخواهيم.
(كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً).
راغب در مفردات مىگويد: كلمه مد در اصل بمعناى كشيدن است، و به همين جهت است كه زمان ممتد را مدت گويند، طولانى بودن زخم را مدت الجرح و كشيدن نهر را مد النهر و پيوستن نهرى به نهرى ديگر را مد النهر بالنهر گويند، و چشم به چيزى دوختن را مد گويند، و قرآن كريم فرموده: (لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ)- چشمهاى خود را ندوز ... و نيز مىگويند: مددته فى غيه- او را در گمراهيش امتداد دادم و لشگر را با مدد امداد كردم، و فلان شخص را با غذا مدد دادم، و كلمه امداد بيشتر در محبوب و نيكىها و كلمه مد در مكروه و بدىها استعمال مىشوند، لذا در قرآن كريم آمده: (وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ)- ايشان را به ميوه و گوشت از هر قسمش كه ميل داشتند امداد كرديم و در مكروه مد را به كار برده فرموده:(وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ مَدًّا) و نيز فرموده: (وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ)- ايشان را در طغيانشان مدد مىكنيم و نيز فرموده: (وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِ)- و برادرانشان ايشان را در گمراهى نگه مىداشتند اين بود گفتار راغب، البته با تلخيصى از ما[١].
[١] مفردات راغب، ماده مد .