ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٤٥ - بحث روايتى رواياتى در ذيل آيه و إن كادوا ليفتنونك كه خدعه مشركين با رسول الله
ركون (خود ميل)[١].
و همچنين آن روايتى كه طبرى و ابن مردويه از ابن عباس آوردهاند كه قبيله ثقيف به رسول خدا ٦ گفتند: يك سال به ما مهلت بده تا از قربانىهايى كه براى خدايان ما مىآورند استفاده كنيم، بعد از آنكه آنها را به چنگ آورديم آن گاه مسلمان مىشويم، و خدايان خود را خرد مىكنيم، رسول خدا ٦ هم تصميم گرفت چنين مهلتى به آنان بدهد، در نتيجه اين آيه نازل شد[٢].
و همچنين روايتى كه در تفسير عياشى از ابى يعقوب از امام صادق (ع) در تفسير آيه آمده كه فرمود: وقتى روز فتح مكه فرا رسيد رسول خدا ٦ بتهايى را از مسجد بيرون ريخت كه يكى از آنها بت بالاى مروه بود، قريش پيغام دادند كه آن بت را نشكند، رسول خدا ٦ كه بسيار با حيا و نرمخو بود زمانى دچار شرم گشته بعدا دستور داد شكستند، و آيه شريفه در اين مورد نازل شد[٣].
و نظير آن دو روايت اخبار ديگرى است قريب به همان معنا كه هيچيك با ظاهر آيه سازگار نيست، آرى از مقام رسول خدا ٦ به دور است كه تصميم به چنين بدعتهايى بگيرد با اينكه پروردگارش او را از نزديك شدن به ركون و ميل مختصر نهى كرده بود، تا چه رسد به اينكه تصميم بگيرد.
علاوه بر اين، اين قضايا و حوادث- اگر واقع شده باشد- بعد از هجرت و در فتح مكه واقع شده، و حال آنكه آيه مورد بحث مكى است.
و در عيون به سند خود از على بن محمد بن جهم از ابى الحسن رضا (ع) در ضمن سؤالات مامون روايت كرده كه پرسيد: معناى(عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ) چيست؟ فرمود: اين آيه از باب كنايه است خداوند به پيغمبرش خطاب كرده، و ليكن منظور امت او است، و همچنين آيه(لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ) و آيه(لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا) مامون گفت درست مىفرمايى يا بن رسول اللَّه ٦[٤].
و در مجمع از ابن عباس روايت كرده كه در ذيل آيه(إِذاً لَأَذَقْناكَ) گفته است:
وقتى اين آيه نازل شد رسول خدا ٦ عرض كرد: پروردگارا حتى يك چشم
[١] ( ١، ٢) الدر المنثور، ج ٤، ص ١٩٤.
[٢] ( ١، ٢) الدر المنثور، ج ٤، ص ١٩٤.
[٣] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٣٠٦، ح ١٣٢.
[٤] عيون الأخبار، ج ١، ص ٢٠٢، باب ١٥ در ذيل حديثى طولانى.