ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٤٣ - مقصود از دخول و خروج به صدق در رب أدخلني مدخل صدق
(وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً)- يعنى سلطنتى يارى شده، به اين معنى كه مرا در تمامى مهماتم و در هر كارى كه مشغول مىشوم يارى كن، اگر مردم را به دين تو دعوت مىكنم مغلوب نشوم، و حجتهاى باطله ايشان مرا مغلوب نسازد، و به فتنهاى و مكرى از ناحيه دشمنانت دچار نگردم، و به وسوسهاى از شيطان گمراه نشوم.
و اين آيه همانطور كه ملاحظه مىكنيد به طور مطلق رسول خدا ٦ را امر مىكند كه از پروردگارش بخواهد در تمامى مدخل و مخرجها او را سرپرستى كند، و از ناحيه خود سلطانى به او دهد كه او را ياور باشد، در نتيجه از هيچ حقى منحرف نگشته و به سوى هيچ باطلى متمايل نشود.
و بنا بر اين اطلاق، ديگر وجهى نيست كه گفتار بعضى از مفسرين را قبول كنيم كه گفتهاند: مراد از دخول و خروج، دخول به مدينه پس از بيرون شدن از مكه و خروج از مدينه به سوى مكه و فتح مكه است[١]، و يا آنكه مراد از دخول و خروج دخول در قبر به مرگ و خروج از قبر به بعث است[٢].
بله از آنجايى كه آيه شريفه بعد از آيه(وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ) و آيه(وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ) و در سياق آن دو قرار گرفته اشاره به مساله دخول و خروج مكانى هم دارد، اما به عنوان مصداقى از دخول و خروج، نه اينكه دخول و خروج مكانى معناى منحصر به فرد آيه باشد، آرى رسول خدا ٦ را امر مىكند به اينكه در تمامى مهماتش و كارهايى كه در امر دعوت دينى دارد به پروردگارش ملتجى شود، و همچنين در دخول و خروج هر مكانى كه سكونت مىكند، و يا صرفا داخل و خارج مىشود، و اين معنا واضح است.
(وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً).
در مجمع البيان گفته كلمه زهوق به معناى هلاكت و بطلان است، وقتى گفته مىشود: زهقت نفسه معنايش اين است كه جانش بيرون آمد، گويى اينكه جانش به سوى هلاكت بيرون شد، اين بود كلام صاحب مجمع، و معناى آيه روشن است[٣].
در اين آيه كه رسول خدا ٦ را امر مىكند به اينكه ظهور حق را به
[١] مجمع البيان، ج ٤، ص ٨٨، جزء ١٥، چاپ بيروت نقل از ابن عباس و قتاده.
[٢] تفسير فخر رازى، ج ٢١، ص ٣٣.
[٣] مجمع البيان، ج ٤، ص ٨٦، جزء ١٥ چاپ بيروت.