ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٤ - روايات متعدد از طرق عامه و خاصه راجع به خواب ديدن پيامبر
همين باره نازل شد و رسول خدا ٦ فرمود: پس درنگ مىكنم[١].
مؤلف: قريب به اين معنا به طرق زيادى روايت شده است.
[روايات متعدد از طرق عامه و خاصه راجع به خواب ديدن پيامبر ٦ بنى اميه را به شكل ميمونهايى بر منبرش، و اينكه رؤيا و شجره ملعونه در قرآن در آيه، ناظر به آنان است]
و نيز در الدر المنثور است كه ابن جرير از سهل بن سعد روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ در خواب ديد كه بنى فلان بنى اميه در منبرش همچون ميمونها جست و خيز مىكنند بسيار ناراحت شد، و تا زنده بود كسى او را خندان نديد، خداى تعالى اين آيه را فرستاد(وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ)[٢].
و نيز در آن كتاب آمده كه ابن ابى حاتم از ابن عمر روايت كرده كه رسول خدا ٦ فرمود: من فرزندان حكم بن ابى العاص را در خواب ديدم كه بر فراز منبرها بر آمدهاند و ديدم كه در ريخت و قيافه ميمونها بودند، و سپس خداى تعالى اين آيه را فرستاد:(وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ) كه منظور از آن شجره دودمان حكم بن ابى العاص است[٣].
و نيز در همان كتاب است كه ابن ابى حاتم از يعلى بن مرة روايت كرده كه گفت:
رسول خدا ٦ فرمود: در خواب ديدم كه بنى اميه در همه شهرها بر فراز منبرها برآمدهاند، و اينكه به زودى بر شما سلطنت مىكنند، و شما ايشان را بدترين ارباب خواهيد يافت، آن گاه رسول خدا ٦ از آن به بعد در اندوه عميقى فرو رفت و بدين جهت خداى تعالى اين آيه را فرستاد(وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ)[٤].
و نيز در آن كتاب است كه ابن مردويه از حسين بن على روايت كرده كه رسول خدا ٦ را روزى اندوهناك ديدند، و از آن جناب سبب اندوهش را پرسيدند؟
فرمود: در خواب به من نمايان شد كه گويا بنى اميه اين منبر مرا دست به دست مىگردانند و گفته شد يا رسول اللَّه ٦ غم مخور دنيا است كه ايشان از آن برخوردار مىشوند (در عوض از آخرت بهرهاى ندارند) سپس خداى تعالى اين آيه را فرستاد:(وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ)[٥].
باز در همان كتاب آمده كه ابن ابى حاتم و ابن مردويه و بيهقى در كتاب دلائل و ابن عساكر از سعيد بن مسيب روايت كردهاند كه گفت رسول خدا ٦ در عالم رؤيا بنى اميه را ديد كه بر بالاى منبرش رفتهاند به همين خاطر اندوهناك شد، خداوند
[١] الدر المنثور، ج ٤، ص ١٩٠.
[٢] ( ٢ و ٣ و ٤ و ٥) الدر المنثور، ج ٤، ص ١٩١.
[٣] ( ٢ و ٣ و ٤ و ٥) الدر المنثور، ج ٤، ص ١٩١.
[٤] ( ٢ و ٣ و ٤ و ٥) الدر المنثور، ج ٤، ص ١٩١.
[٥] ( ٢ و ٣ و ٤ و ٥) الدر المنثور، ج ٤، ص ١٩١.