ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٦ - روايات متعدد از طرق عامه و خاصه راجع به خواب ديدن پيامبر
عياشى هم اين معنا را در تفسير خود از عدهاى از راويان موثق مانند زرارة و حمران و محمد بن مسلم و معروف بن خربوذ و سلام جعفى و قاسم بن سليمان و يونس بن عبد الرحمن اشل و عبد الرحيم قصير از حضرت ابى جعفر و حضرت صادق (ع) روايت نموده قمى هم در تفسير خود بدون ذكر امام و عياشى نيز از ابى الطفيل از على (ع) روايت كرده[١].
و در بعضى از اين روايات، ديگران نيز با بنى اميه اسم برده شدهاند. و در بيان معنى و مفاد آيه، در ذيل آن بحث و بررسى لازم گذشت و همچنين رواياتى در تفسير آيه(مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ)[٢] هم گذشت كه بنا بر آن روايات شجره خبيثه دو طائفه از قريشند كه از همه طوائف فاجرترند.
و در الدر المنثور است كه عبد الرزاق و سعيد بن منصور و احمد و بخارى و ترمذى و نسايى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و طبرانى و حاكم و ابن مردويه و بيهقى در كتاب دلائل همگى از ابن عباس روايت كردهاند كه در ذيل آيه(وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ) گفته: اين آيه راجع به صحنهاى است كه رسول خدا ٦ در شب معراج كه به بيت المقدس رفت با چشم خود ديده نه اينكه در خواب ديده باشد، و مراد از شجره ملعونه در قرآن همان درخت زقوم است[٣].
مؤلف: اين معنا از ابن سعد و ابو يعلى و ابن عساكر از ام هانى نيز روايت شده و ليكن وضع اين روايت در بحثى كه در تفسير آيه كرديم به دست آمد.
و در همان كتاب است كه ابن جرير و ابن مردويه از ابن عباس روايت كردهاند كه در تفسير آيه(وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ ...) گفته است: رسول خدا ٦ در خواب ديد كه به اتفاق اصحابش داخل مكه شد، و اين خواب را در مدينه ديد ناگزير به سوى مكه حركت كرد، غافل از اينكه خواب مزبور در آن سال تعبير نمىشود و مربوط به سال بعد است مشركين آن سال نگذاشتند آن جناب وارد مكه شود، عدهاى از مردم گفتند، پس چطور شد كه پيشبينى رسول خدا ٦ درست در نيامد مگر به ما نگفته بود:
به زودى داخل مكه مىشويم؟ و همين برگشتنش به مدينه باعث فتنه و امتحان آن گروه گرديد[٤].
[١] تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٩٧ ش ٩٥.
[٢] سوره ابراهيم، آيه ٢٦.
[٣] ( ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٤ ص ١٩١.
[٤] ( ٣ و ٤) الدر المنثور، ج ٤ ص ١٩١.