حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
کلی و عمومی است ، مربوط نیست . تفاوت سخن امام با سخن ما چقدر است ؟ امام حسین ( ع ) فریاد کشیده که علل و انگیزه قیام من مسائلی است که منطبق بر اصول کلی اسلام است . احتیاجی به دستور خصوصی نیست . آخر دستور خصوصی را در جایی میگویند که دستورهای عمومی وافی نباشد . امامحسین ( ع ) در کمال صراحت فرمود : اسلام دینی است که به هیچ مؤمنی ( حتی نفرمود به امام ) اجازه نمیدهد که در مقابل ظلم ، ستم ، مفاسد و گناه بیتفاوت بماند . امامحسین ( ع ) مکتب بوجود آورد ولی مکتب عملی اسلامی ، مکتب او همان مکتب اسلام است . مکتب اسلام بیان کرد ، حسین ( ع ) عمل کرد . ما این حادثه را از مکتب بودن خارج کردیم ، وقتی از مکتب بودن خارج شد ، دیگر قابل پیروی نیست ، وقتی که قابل پیروی نبود ، پس دیگر نمیشود از حسین استفاده کرد ، یعنی از حادثه کربلا نمیتوان استفاده کرد . از اینجا ما حادثه را از نظر اثرمفیدداشتن ، عقیم کردیم . آیا خیانتی از این بالاتر هم در دنیا وجود دارد ؟ این است که عرض کردم تحریف معنوی که در حادثه عاشورا صورت گرفته است از تحریف لفظی آن صددرجه خطرناکتر است . چرا ائمه اطهار ( حتی از پیغمبر اکرم روایت است ) گفتند که این نهضت باید زنده بماند ، فراموش نشود ، مردم برای امامحسین ( ع ) بگریند ؟ هدف آنها از این دستور چه بوده است ؟ ما آن هدف واقعی را مسخ کردیم . گفتیم فقط بخاطر این است که تسلی خاطری برای حضرتزهرا سلاماللهعلیها باشد ! با اینکه ایشان در بهشت همراه