حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
نهرو که یک سیاستمدار بزرگ و یک وزنهجهانی بود با همان لباس هندی
در همه جا حرکت میکرد . بلندی و کوتاهی لباس و یا سفید و سیاه بودنش
اهمیت ندارد ، اما اینکه آن دانشمند عمامه خودش را سرش میگذارد و یا
نهرو با آن شلوار سفید و گشاد و پالتوی مخصوص همه جا میرود ، میخواهد به
همه مردم دنیا بگوید که من هندی هستم و باید هندی باقی بمانم و در مقابل
علم و صنعت تعصب ندارم که علم و صنعت مربوط به کشور خاصی نیست . در
مقابل عقاید بزرگ فلسفی و دینی تعصب ندارم ، اما در مورد شعارهای ملی ،
هر کسی به شعارهای خودش پایبند است . من چرا باید شعار یک ملت دیگر
را بپذیرم ؟ ولی ما ، اگر فرنگی یک زنار ببندد ، ما دو تا زنار میبندیم
با اینکه او روی حساب شعار خودش این کار را میکند . در جامعه ما این
حسابها نیست .
هر روز یک زمزمهای بلند میشود و هر چند صباحی یکبار مسئله تغییر خط
مطرح میشود که این خط به درد نمیخورد و باید خط لاتینی بکار ببریم و
کلمات خودمان را با حروف لاتین بنویسیم ، [١] حالا در اثر این تغییر چه
به سر معارف و فرهنگ و تمدن و شخصیت و حماسه ملی ما میآید ، این
حسابها دیگر در کار نیست . ما آثار نفیسی داریم که در دنیا نظیر ندارد .
مگر دنیا کتابی مثل مثنوی مولوی دارد ؟
[١] اشاره به زمان طاغوت است که هر چند صباحی یکبار قلم بدستانی در رابطه با سیاست استعماری رژیم ، مسئله تغییر خط فارسی به لاتین را مطرح میکردند .