حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
داشت ، یک احساسمنش وجود داشت . اگر در آن طرف مشرق زمین ، ملت
دیگری [١] دارد با قویترین و ثروتمندترین ملتهای جهان مبارزه میکند ،
چرا مبارزه میکند ؟ آیا عدد یا ثروتش با آنها مبارزه میکند ؟ ابدا .
احساس شخصیت و منش آن ملت مبارزه میکند . میگوید : من ترا به آقائی
قبول ندارم ، من یا باید زنده باشم روی پای خودم باشم و کسی بر من حکومت
نکند ، و یا باید نباشم .
در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه این درس را آموخت و بیش از
همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید ، خواهر بزرگوارش زینب
سلاماللهعلیها بود . راستی که موضوع عجیبی است ، زینب با آن عظمتی که از
اول داشته است و آن عظمت را در دامن زهرا علیه السلام و از تربیت علی
علیه السلام بدست آورده بود ، در عین حال زینب بعد از کربلا ، با زینب
قبل از کربلا متفاوت است ، یعنی زینب بعد از کربلا یک شخصیت و عظمت
بیشتری دارد .
ما میبینیم در شب عاشورا ، زینب یکی دو نوبت حتی نمیتواند جلوی
گریهاش را بگیرد ، یکبار آنقدر گریه میکند که بر روی دامن حسین بیهوش
میشود ، و حسین علیهالسلام با صحبتهای خود زینب را آرام میکند .
« لا یذهبن حلمک الشیطان » [٢] . خواهر عزیزم ! مبادا هوس شیطانی بر تو
مسلط بشود و حلم را از تو برباید ، صبر و تحمل را از تو برباید .
[١] منظور ملت ویتنام است . [٢] بحارالانوار ، ج ٤٥ ، صفحه ٢ و ارشادشیخمفید ، صفحه ٢٣٢ و اعلامالوری ، صفحه . ٢٣٦