حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
است . او در روز عاشورا گرفتار شد و چون گفت غلامم ، آزادش کردند . مرد دیگری است بنام حمید بن مسلم که از وقایع نگارهای لشکر عمرسعد بوده است . یکی از حاضرین واقعه ، شخص امام زینالعابدین علیه السلام است که همه قضایا را نقل کردهاند . نقطه ابهامی در تاریخ امامحسین وجود ندارد . متاسفانه حاجینوری یک داستان جعلی و تحریفی درباره امام زینالعابدین علیه السلام نقل میکند . میگوید در روز عاشورا وقتی که برای اباعبدالله یاوری باقی نماند ، حضرت برای خداحافظی به خیمه امام زینالعابدین علیهالسلام رفتند . حضرت امام زینالعابدین علیه السلام فرمود : پدرجان ! کار شما و این مردم به کجا کشید ؟ ( یعنی تا آن وقت امام زینالعابدین بیخبر بوده است ) ! فرمود : پسر جان به جنگ کشید . امام زینالعابدین فرمود حبیببنمظاهر چطور شد ؟ فرمود : قتل . زهیربنالقین چطور شد ؟ قتل . بریربنخضیر چطور شد ؟ قتل . هر کس از اصحاب را که اسم برد ، فرمود کشته شد . بعد بنیهاشم را پرسید ، قاسمبنحسن چطور شد؟ برادرم علیاکبر چطور شد؟ بر عمویم ابوالفضل چه شد ؟ . قتل این ، جعل است ، دروغ است . امام زینالعابدین که العیاذ بالله آنقدر مریض و بیهوش نبوده که نفهمد چه گذشته است . تاریخ مینویسد حتی در همان حال امام حرکت کرد و فرمود عمه ! عصای مرا با یک شمشیر بیاور . یکی از کسانی که حاضر در واقعه بوده و آن را نقل کرده است ، شخص امام زینالعابدین علیه السلام است . پس توبه کنیم ، واقعا باید توبه کنیم به خاطر این جنایت و خیانتی