حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٢
آنجا که زن از حالت اختصاص خارج شد ( لازم نیست که اختصاص به صورت ازدواج رواج داشته باشد ) ، یعنی وقتی که زن ارزان شد ، در اماکن عمومی بسیار پیدا شد ، هزاران وسیله برای استفاده مرد از زن پیدا شد ، خیابانها و کوچهها جلوهگاه زن شد که خودش را به مرد ارائه بدهد و مرد بتواند از نظر چشم چرانی و تماشاکردن ، از نظر استماع موسیقی صدای زن ، از نظر لمس کردن ، حداکثر بهره برداری را از زن بکند ، آنجاست که زن از ارزش خودش ، از آن ارزشی که برای مرد باید داشته باشد ، میافتد . یعنی دیگر شیء گرانبها نیست ولی ممکن است مثلا باسواد باشد ، درسی خوانده باشد ، بتواند معلم باشد و کلاسهایی را اداره بکند ، یا طبیب باشد ، همه اینها را میتواند داشته باشد ولی در این شرایط ( ارزان بودن زن ) آن ارزشی که برای یک زن در طبیعت او وجود دارد ، دیگر برایش وجود ندارد . و در واقع در این وقت است که زن به شکل دیگر ملعبه جامعه مردان میشود بدون آنکه در نظر فردی از افراد مردان ، آن عزت و احترامی را که باید داشته باشد دارا باشد . جامعه اروپائی به این سو میرود . یعنی از یک طرف به زن از نظر رشد برخی استعدادهای انسانی از قبیل علم و اراده شخصیت میدهد ولی از طرف دیگر ارزش او را از بین میبرد . شکل سومی هم وجود دارد و آن این است که زن به صورت یک " شخص گرانبها " دربیاید ، هم شخص باشد و هم گرانبها . یعنی از یک طرف شخصیت روحی و معنوی داشته باشد ، کمالات روحی و انسانی نظیر آگاهی داشته باشد .