حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٥
قرآن کریم مثل اینکه عنایت خاص دارد که همین طور که صدیقین و قدیسین تاریخ را بیان میکند ، صدیقات و قدیسات تاریخ را هم بیان بکند . در داستان آدم و همسر آدم نکتهای است که من مکرر در سخنرانیهای چند سال پیش خود گفتهام و باز یادآوری میکنم . یک فکر بسیار غلط را مسیحیان در تاریخ مذهبی جهان وارد کردند که واقعا خیانت بود . ( در مسئله زن نداشتن عیسی و ترک ازدواج و مجرد زیستن کشیشها و کاردینالها ) . کم کم این فکر پیدا شد که اساسا زن عنصر گناه و فریب است ، یعنی شیطان کوچک است . مرد به خودی خود گناه نمیکند و این زن است ، شیطان کوچک است که همیشه وسوسه میکند و مرد را به گناه وا میدارد . گفتند اساسا قصه آدم و شیطان و حوا ، این طور شروع شد که شیطان نمیتوانست در آدم نفوذ بکند لذا آمد حوا را فریب داد و حوا آدم را فریب داد ، و در تمام تاریخ همیشه به این شکل است که شیطان بزرگ زن را و زن مرد را وسوسه میکند . اصلا داستان آدم و حوا و شیطان در میان مسیحیان به این شکل درآمد ، ولی قرآن درست خلاف این را میگوید و تصریح میکند ، و این عجیب است . قرآن ، وقتی داستان آدم و شیطان را ذکر میکند ، برای آدم اصالت و برای حوا تبعیت قائل میشود . اول کسی که میفرماید ما گفتیم ، میگوید ما به این دو نفر گفتیم که ساکن بهشت شوید ( نه فقط به آدم ) . « لا تقربا هذه الشجره »( ١ ) به این درخت نزدیک نشوید ( حالا آن درخت هر چه هست ) بعد میفرماید : « فوسوس لهما »