حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥١
ندارد . ناگهان در نقطهای از آن بیابان نوری را میبیند ( در وادی طور ، وادی سینا ) . فکر میکند آتش است . میرود آنجا ، معلوم میشود که آتش نیست ، جریان ، جریان دیگری است . در همانجا موسی بن عمران مبعوث میشود ، ندا میرسد که از این به بعد رسول ما هستی یعنی مبلغ خدا هستی ، پیام ما را باید به فرعون و فرعونیان برسانی . موسی میفهمد که یک مبلغ ، شرایطی دارد . پیغمبری خودش را کافی نمیداند ، تقاضاهایی دارد : « رب اشرح لی صدری » [١] خدایا به من حوصله فراوان بده ، شرح صدر بده آنچنانکه عصبانی نشوم ، ناراحت نشوم ، به تنگ نیایم ، دریا دلم کن که کار تبلیغ دریادلی میخواهد ، « و یسر لی امری »[٢] این ماموریت سنگین را بر من آسان گردان ( ببینید کار تبلیغ را ما چقدر کوچک میشماریم و موسی بن عمران چقدر بزرگ میشمارد ) . مؤید این مطلب مطلبی است راجع به پیغمبر اکرم . قرآن کریم به پیغمبر اکرم راجع به ماموریتش یعنی تبلیغ اسلام و هدایت مردم میفرماید : « انا سنلقی علیک قولا ثقیلا » [٣] عنقریب یک بار سنگین به دوش تو خواهیم گذاشت . باری است که به دوش پیغمبر سنگینی میکند ! به دوش پیغمبران سنگینی میکند ! چه میگوئیم ما ؟! موسی علیه السلام در ادامه تقاضاهای خود گفت : « و احلل عقده من لسانی [٤] خدایا گره را از زبان من باز کن ، به من بیانی رسا و گوارا بده ، سخنوری و ناطقه بده . « یفقهوا قولی »[٥] به من قدرت تفهیم بده که
[١] سوره طه ، آیه . ٢٥ [٢] سوره طه ، آیه . ٢٦ [٣] سوره مزمل ، آیه . ٥ [٤] سوره طه ، آیه . ٢٧ [٥] سوره طه ، آیه . ٢٨