حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤
شمر نیست . در آنجا ، قهرمان حسین ( ع ) است . در آن صفحه ، دیگر
جنایت نیست ، تراژدی نیست ، بلکه حماسه است ، افتخار و نورانیت است
، تجلی حقیقت و انسانیت است ، تجلی حقپرستی است . آن صفحه را که نگاه
کنیم ، میگوئیم بشریت حق دارد به خودش ببالد . اما وقتی صفحه سیاهش را
مطالعه میکنیم میبینیم که بشریت سر افکنده است و خودش را مصداق آن آیه
میبیند که میفرماید : « قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و
نحن نسبح بحمدک و نقدس لک »[١] مسلما جبرئیلامین در مقابل اعلام خدا
که فرمود : « انی جاعل فی الارض خلیفة »[٢] سؤالی نمیکند ، بلکه آن
دسته از فرشتگان که فقط صفحه سیاه بشریت را میدیدند و صفحه دیگر آن را
نمیدیدند ، از خدا این سؤال را میکردند که آیا میخواهی کسانی را در زمین
قرار دهی که فساد کنند و خونها بریزند ؟ و خدا در جواب آنها فرمود :
« انی اعلم ما لا تعلمون »[٣] من میدانم چیزی را که شما نمیدانید .
آن صفحه ، صفحهای است که ملک اعتراض میکند ، بشر سرافکنده است و
این صفحه ، صفحهای است که بشریت به آن افتخار میکند . چرا باید حادثه
کربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه کنیم ؟ و چرا باید همیشه
جنایتهای کربلا گفته شود ؟ چرا همیشه باید حسینبن
[١] ملائکه گفتند پروردگارا ! آیا کسانی را خواهی گماشت که در زمین فساد کنند و خونها بریزند و حال آنکه ما خود ، تو را تسبیح و تقدیس میکنیم ؟ سوره بقره ، آیه . ٣٠ ٢ و[٣] سوره بقره ، آیه . ٣٠