حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤
مجروح کرد ، این چهل روز مشغول پانسمان بال خودم بودم ! دیگری میگوید شمشیر علی آنچنان سریع و نرم آمد که از فرق مرحب گذشت تا به نمد زین اسب رسید . علی که شمشیرش را بیرون کشید ، خود مرحب هم نفهمید ! گفت علی همه زور تو همین بود ؟ ! ( خیال کرد ضربت کاری نشده است ! ) همه پهلوانی تو همین بود ؟ ! علی گفت خودت را حرکت بده ، مرحب خودش را حرکت داد ، نصف بدنش از یک طرف افتاد و نصف دیگر از طرف دیگر ! حاجی نوری ، این مرد بزرگ در کتاب لؤلؤ و مرجان ، ضمن انتقاد از جعل اینگونه افسانهها میگوید برای شجاعت حضرت ابوالفضل نوشتهاند که او در جنگ صفین ( که اصلا شرکت حضرت هم معلوم نیست ، اگر شرکت هم کرده یک بچه پانزده ساله بوده ) مردی را به هوا انداخت ، دیگری را انداخت ، نفر بعدی را ، تا هشتاد نفر ، نفر هشتادم را که انداخت هنوز نفر اول بزمین نیامده بود ! بعد اولی که آمد دو نیمش کرد ، دومی نیز همچنین تا نفر آخر ! قسمتی از تحریفاتی که در حادثه کربلا صورت گرفته معلول حس اسطوره سازی است . اروپائیها میگویند در تاریخ مشرق زمین مبالغهها ، اغراقها زیاد است و راست هم میگویند . ملا آقای دربندی در اسرار الشهاده نوشته است : سواره نظام لشکریان عمر سعد ششصد هزار نفر و پیاده نظامشان دور کرور بود و در مجموع یک میلیون و ششصد هزار نفر و همه اهل کوفه بودند ! مگر کوفه چقدر بزرگ بود ؟ کوفه یک شهر تازه ساز بود که هنوز سی و پنج سال بیشتر از عمر آن نگذشته