حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٦
زن باقی ماند و گرانبها ، خطابهای میخواند . راویان چنین نقل کردهاند که
در یک موقع خاصی ، زینب موقعیت را تشخیص داد و قداومات دختر علی یک
اشاره کرد . عبارت تاریخ این است : و قد اومات الی الناس ان اسکتوا
فارتدت الانفاس ، و سکنت الاجراس [١] یعنی در آن هیاهو و غلغله که
اگر دهل میزند صدایش به جایی نمیرسید ، گویی نفسها در سینه حبس شد و
صدای زنگها و هیاهوها خاموش گشت ، مرکبها هم ایستادند ( آدمها که
میایستادند قهرا مرکبها هم میایستادند ) . خطبهای خواند . راوی گفت : و
لم ار والله خفره قط انطق منها [٢] این " خفره " خیلی ارزش دارد "
خفره " یعنی زن باحیا . این زن ، نیامد مثل یک زن بیحیا حرف بزند .
زینب آن خطابه را در نهایت عظمت القاء کرد . در عین حال دشمن میگوید :
ولم ار والله خفره قط انطق منها یعنی آن حیای زنانگی از او پیدا بود .
شجاعت علی با حیای زنانگی در هم آمیخته بود .
در کوفه که بیست سال پیش علی علیه السلام خلیفه بود و در حدود پنج سال
خلافت خود خطابههای زیادی خوانده بود ، هنوز در میان مردم خطبه خواندن
علی علیه السلام ضرب المثل بود . راوی گفت گویی سخن علی از دهان زینب
میریزد ، گویی که علی زنده شده و سخن او از دهان زینب میریزد . وقتی
حرفهای زینب که مفصل هم نیست ( ده دوازده سطر بیشتر نیست ) تمام شد ،
میگوید مردم را دیدم که همه ،
٢ و[١] بحار الانوار ج ٤٥ ص ١٠٨ ، مقتل الحسین مقرم ص ٤٠٢ ، مقتل الحسین خوارزمی ج ٢ ص ٤٠ ، اللهوف ص . ٦٢