حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢
در قضیه کربلا چه قبل و چه بعد از آن ، نامههای زیادی مبادله شده است ، نامههائی که میان امام و اهل کوفه مبادله شده است ، نامههائی که میان امام و اهل بصره مبادله شده است ، نامههائی که خود امام قبلا برای معاویه نوشته است ( از اینجا معلوم میشود که امام خودش را برای قیامی بعد از معاویه آماده میکرده است ) ، نامههائی که خود دشمنان برای یکدیگر نوشتهاند ، یزید برای ابن زیاد ، ابن زیاد برای یزید ، ابن زیاد برای عمر سعد ، عمر سعد برای ابن زیاد ، که متن همه اینها در تاریخ اسلام مضبوط است . لذا قضایای کربلا ، قضایای روشنی است و سراسر آن هم افتخار آمیز است . ولی ما چهره این حادثه تابناک تاریخی را تا این مقدار مشوه و بزرگترین خیانتها را به امام حسین علیه السلام کردهایم که اگر امام حسین علیه السلام در عالم ظاهر بیاید و ببیند ، خواهد گفت که شما بکلی قیافه حادثه را تغییر دادهاید . آن امام حسینی که شما در خیال خودتان رسم کردهاید که من نیستم ، آن قاسم بن الحسنی که شما در خیال خودتان رسم کردهاید که برادرزاده من نیست آن علی اکبری که شما در مخیله خودتان درست کردهاید که جوان با معرفت من نیست ، آن یارانی که شما درست کردهاید که آنها نیستند . ما قاسمی درست کردهایم که آرزویش فقط دامادی بوده ، آرزوی عمویش هم دامادی او بوده ! این را شما با قاسمی که در تاریخ بوده است مقایسه کنید . تواریخ معتبر این قضیه را نقل کردهاند که