حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢
کشت . مورخین نوشتهاند بازو و انگشتان این مرد ، بقدری قوی بود که سکه
را با دستش میمالید و اثر سکه محو میشد . همچنین نوشتهاند این مرد آن
قدر از خود چابکی و سرعت نشان داد و در شجاعت و زورمندی هنرنمایی کرد
که افرادی از اصحاب علی که در صفوف جلو بودند ، به عقب رفتند تا در رو
دربایستی گیر نکنند . اینجا بود که علی علیه السلام خودش آمد و با یک
گردش ، او را کشت و جنازهاش را انداخت به یک طرف . « الا رجل » ،
دومی آمد ، دومی را هم کشت و فورا جنازهاش را انداخت روی اولی .
دوباره گفت « الا رجل » ، تا چهار نفر . دیگر کسی جرات نکرد بیاید ، آن
وقت علی علیه السلام آیه قرآن را خواند : « فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه
بمثل ما اعتدی علیکم و اتقوا الله »[١] بعد گفت ای اهل شام ! شما اگر
شروع نکرده بودید ، ما هم شروع نمیکردیم . چون شما چنین کردید ، ما هم
این کار را کردیم [٢] . اباعبدالله هم چنین بود . در تمام روز عاشورا ،
مقید بود که جنگ را ، آنها که به ظاهر مسلمان و گوینده شهادتین بودند
شروع کنند . گفت بگذارید آنها شروع بکنند ، ما هرگز شروع نمیکنیم .
میآئیم سراغ ایثار ، یکی دیگر از عناصر اخلاقی موجود در این حادثه . چه
نمایشگاه ایثاری بوده است کربلا ! شما ببینید آیا برای ایثار ، تجسمی
بهتر از داستان جناب ابوالفضل العباس میتوان پیدا کرد ؟ یک نمونه از
صدر اسلام برایتان عرض میکنم ولی آنجا قهرمان
[١] سوره بقره آیه . ١٩٤ [٢] وقعه الصفین تالیف نصر بن مزاحم المنقری ص . ٣١٥