حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥
نمیدانم و برخوردم آنطور که باید ، ثابت و محقق و روشن نیست ، نمیگویم
. در مقابل مردم تظاهر به دانستن مطلبی که هنوز آن را برای خودم توجیه
نکردهام ، نمیکنم .
در ذیل این آیه در مجمع البیان از عبدالله بن مسعود روایت شده است که
« ایها الناس من علم شیئا فلیقل » [١] ای مردم ، کسی که چیزی را
میداند پس بگوید ، « و من لم یعلم » [٢] و کسی که چیزی را نمیداند
« فلیقل الله اعلم » [٣] بگوید خدا داناتر است . « فان من العلم ان یقول
لما لا یعلم الله اعلم » [٤] یکی از علمها همین است که انسان علم به
عدم علم خودش داشته باشد ، جاهل بسیط باشد ، لااقل بداند که نمیداند (
خود بداند که نداند ) اعتراف کردن به این مطلب ، خودش یک درجه از علم
است . عبدالله بن مسعود ، بعد این آیه را خواند : فان الله تعالی قال
لنبیه ، « قل ما اسئلکم علیه من اجر و ما انا من المتکلفین »[٥] معلوم
میشود عبدالله بن مسعود که از صحابه بزرگوار رسول اکرم است ، از جمله :
ما انا من المتکلفین ، این مطلب را استفاده کرده که هر کسی هر چه میداند
به مردم بگوید ، و آنچه را نمیداند ، بگوید که نمیدانم .
ابن جوزی که از خطبای معروف است ، بالای یک منبر سه پلهای بود .
ظاهرا زنی آمد و مسئلهای از او پرسید ، گفت نمیدانم . گفت تو که
نمیدانی چرا سه پله بالاتر رفتهای ؟ گفت این سه پله که بالاتر رفتهام برای
آن چیزهایی است که من میدانم و شما نمیدانید ،
[٥][٤][٣][٢][١] مجمع البیان ج ٨ ص . ٤٨٦