حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥
( میخواهد بگوید دین ، امری نیست که بر بشر تحمیل شده باشد ، بلکه پاسخ
به ندای فطرت بشر است . پیمانی که خدا بسته است ، روی کاغذ نیست ، با
لفظ نیست ، با صوت نیست ، با بیعت نیست ، بلکه با قلم تقدیر است ،
در عمق روح و سرشت انسانهاست) میگوید پیغمبران آمدهاند به مردم بگویند:
ایها الناس ! آن پیمانی که در سرشت خود با خدای خود بستهاید ، ما وفای
به آن پیمان را از شما میخواهیم نه چیز دیگر . « و یذکروهم منسی نعمته »
[١] ، پیامبران یاد آورانند . « و یحتجوا علیهم بالتبلیغ » [٢] ، و
برای اینکه پیام خدا را به مردم ابلاغ کنند و از این راه با مردم اتمام
حجت نمایند .
« و یثیروا لهم دفائن العقول » [٣] . ( چه جملههای عجیبی ! )
میفرماید : در عقلهای مردم ، در فکر مردم ، در روح مردم ، در اعماق باطن
مردم ، گنجهایی مدفون است ، گنجهایی عقلانی در عقل مردم وجود دارد ، ولی
روی این گنجها را خاکها و غبارها پوشانیده است . پیغمبران آمدهاند تا
این غبارها را ، این لایههای خاک را بزدایند و این گنجی را که مردم در
درون خود دارند به خود آنها بنمایانند . هر فردی در خانه روح و روان خود
گنجی دارد و از آن بیخبر است . پیغمبران آمدهاند آن گنج را بنمایانند تا
هر کس با کمال شوق و شور و ابتهاج در صدد بیرون آوردن گنج خودش باشد .
پیغمبران خدا همه مبلغند به این بیان که عرض کردم ، ولی همه
١ و ٢ و[٣] نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه اول ، قسمت ٣٦ ، ص ٣٣.