حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠
فرود نمیآورم . من طرفدار عدالتم ، طرفدار حق و احسانم ، طرفدار فضیلتم . به این میگویند شخصیت . امویین کاری کردند که شخصیت اسلامی را در میان مسلمین میراندند . کوفه مرکز ارتش اسلام بود ، و اگر امامحسین ( ع ) به کوفه نمیرفت ، امروز تمام مورخین دنیا او را ملامت میکردند ، میگفتند عراق که مرکز ارتش اسلامی بود از تو دعوت کرده بود و هجدههزارنفر با نماینده تو بیعت کردند و دوازدههزارنامه برای تو فرستادند ، چرا به آنجا نرفتی ؟ مگر از عراق جایی بهتر و بالاتر هم بود ؟ ! اساسا کوفه شهری است که بعد از جنگهایی که در صدراسلام واقع شد ، به دستور عمربنخطاب توسط ارتش اسلام ساخته شد ، و از کوفیها و مردم عراق شجاعتر و سلحشورتر وجود نداشت . در عین حال همین مردمی که هجده هزار بیعت کننده داشتند ، و دوازده هزار نامه نوشته بودند ، به مجرد اینکه سر و کله پسر زیاد پیدا شد همه فرار کردند ، چرا ؟ چون زیاد بن ابیه سالها در کوفه حکومت کرده بود ، آنقدر چشم در آورده بود ، آنقدر دست و پاها بریده بود ، آنقدر شکمها سفره کرده بود ، آنقدر افراد را در زندانها کشته بود که اینها بکلی احساس شخصیت خودشان را از دست داده بودند . لذا تا شنیدند پسر زیاد آمد ، زن دست شوهرش را میگرفت و او را از پیش مسلم کنار میکشید ، مادر دست بچه خودش را میگرفت ، خواهر دست برادر خودش را میگرفت ، پدر دست فرزند خودش را میگرفت و از مسلم جدا میکرد ، و بیشک مردم کوفه از شیعیان علی بن ابیطالب ( ع ) بودند