حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
عدالتخواهی دارد . و باز عرض کردیم که تاریخچه عاشورا ، تاریخچهای است که دو صفحه دارد ، یک صفحه آن صفحهای است سیاه و تاریک ، نمایشی است که از جنایت بشریت ، جنایت بسیار بسیار عظیمی ، یک داستان جنایی و یک ظلم بیحدوحساب است . و بنابراین ، داستان جنائی ما قهرمانانی دارد که قهرمانان جنایتند . پسر معاویه ، پسر زیاد ، پسر سعد و یک عده افراد دیگر ، قهرمان این داستان جنایی هستند . اما تمام این داستان جنایت نیست . یعنی داستان ما یک صفحه ندارد ، دو صفحه دارد . تنها این نیست که یک عده جنایتکار بر یک عده مردم پاک و بیگناه جنایت وارد کردند . بله ، داستانهائی هست که فقط و فقط جنایی است ، یک صفحه بیشتر ندارد و آن هم مملو از جنایت است . مثلا داستان پسران مسلمبنعقیل فقط یک داستان جنایی است و بس که دو تا طفل نابالغ بیگناه پدر کشته غریب در یک شهر ، بدست یک آدم جانی میافتند و او به طمع اینکه به پولی برسد به شکل فجیعی آنها را به قتل میرساند . وقتی ما این تاریخچه را مطالعه میکنیم ، از یک طرف جنایت میبینیم و از طرف دیگر ، دو تا طفل معصوم نابالغ غریب که جنایت بر آنها وارد شده است که اینها ، حرفی هم نداشتهاند و نمیتوانستهاند حرفی داشته باشند ، چرا که بچههایی در سنین ده ساله و دوازده ساله یا کمتر بودهاند . این فقط یک داستان جنایی است و از نظر آن دو طفل ، رثاء است ، مصیبت است ، مظلومیت است . اما داستان کربلا اینطور نیست ، یک داستان دو صفحهای است که از نظر