حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
که نسبت به ابا عبدالله الحسین علیه السلام و اصحاب و یاران و خاندانش
مرتکب میشویم ، همه افتخارات اینها را از بین میبریم . توبه کنیم و بعد
، از این مکتبتربیتی استفاده کنیم .
چه کموکسری در زندگی عباسبن علی آن طور که مقاتل معتبر نوشتهاند وجود
دارد ؟ اگر نبود برای ابوالفضل مگر همین یک افتخار ، کسی با او کاری
نداشت ، غیر از امامحسین ( ع ) با هیچ کس کاری نداشتند . امامحسین ( ع
) هم فرمود اینها فقط به من کار دارند و اگر مرا بکشند ، به هیچ کس
دیگری کار ندارند . وقتی که شمربنذی الجوشن میخواست از کوفه به طرف
کربلا حرکت کند ، یکی از حضاری که در آنجا بود ، به ابنزیاد اظهار کرد که
بعضی از خویشاوندان مادری ما همراه حسینبنعلی هستند ، خواهش میکنم
اماننامهای برای آنها بنویس . ابنزیاد هم نوشت . شمر در یک فاصلهدور ،
از قبیلهای بود که قبیله امالبنین با آنها نسبت داشتند . این پیام را در
عصرتاسوعا شخص او آورد . این مرد پلید آمد کنار خیمه حسینبن علی
علیهالسلام و فریادش را بلند کرد : این بنوا اختنا [١] خواهرزادگان ما
کجا هستند ؟ ابوالفضل علیهالسلام در حضور اباعبدالله علیهالسلام نشسته بود
، برادرانش همه آنجا بودند ، یک کلمه جواب ندادند تا امام فرمود :
« اجیبوه و ان کان فاسقا » [٢] جوابش را بدهید هر چند آدم فاسقی است .
آقا که اجازه داد ، جواب دادند . گفتند : ما
١ و[٢] مقتلالحسین مقرم ص ٢٥٢ و بحارالانوار ج ٤٤ ص ٣٩١ و اللهوف ص . ٣٧