حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
وحشتناکی دیدم . چه خواب دیدی ؟ گفت خواب دیدم با این دندانهای خودم
گوشتهای بدن امام حسین علیه السلام را دارم میکنم ! این مرد عالم لرزید ،
سرش را پایین انداخت ، مدتی فکر کرد ، گفت شاید تو مرثیه خوان هستی ،
گفت بله . فرمود بعد از این یا اساسا مرثیه خوانی را ترک کن ، و یا از
کتابهای معتبر نقل کن . تو با این دروغهایت گوشت بدن امام حسین (ع) را
با دندانهایت میکنی ! این لطف خدا بود که در این رؤیا این را به تو
نشان بدهد .
اگر کسی تاریخ عاشورا را بخواند میبیند از زندهترین و مستندترین و از
پرمنبع ترین تاریخهاست . مرحوم آخوند خراسانی فرموده بود آنها که بدنبال
روضه نشنیده میروند ، بروند روضههای راست را پیدا کنند که آنها را احدی
نشنیده است . خطبههایی که امام حسین علیه السلام در مکه و بطور کلی در
حجاز ، در کربلا ، در بین راه خوانده ، خطابههایی که اصحابش خواندهاند ،
سؤال و جوابهایی که با حضرت شده ، نامههائی که میان ایشان و دیگران
مبادله شده ، نامههائی که میان خود دشمنان مبادله شده است ، به علاوه
اظهارات کسانی که حاضر در واقعهعاشورا بودهاند ( چه از دشمنان و چه از
دوستان ) و این حادثه را نقل کردهاند ، آنها را مطالعه کنند . سه چهار
نفر از دوستان امام حسین بودند که جان بسلامت بردند . از جمله ، غلامی
است به نام عقبه بن سمعان که از مکه همراه امام بود و وقایع نگار لشکر
ابا عبدالله بوده
> بزرگی بودهاند . مرحوم آقا محمد علی به کرمانشاه رفت و خیلی هم نفوذ و اقتدار پیدا کرد .