حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢
میسازد [١] . بهترین دلیلش این است که مردم برای نوابغی مثل بوعلی
سینا و شیخ بهایی چقدر افسانه جعل کردند ! بوعلی سینا بدون شک نابغه
بوده و قوای جسمی و روحی او یک جنبه فوق العادگی داشته است . ولی
همینها سبب شده مردم برای او افسانهها بسازند . مثلا میگویند بوعلی سینا
مردی را از فاصله یک فرسنگی دید و گفت این مرد ، نان روغنی ، نانی که
چرب است میخورد . گفتند از کجا فهمیدی که نان میخورد و نان او هم چرب
است ؟ ! گفت برای اینکه من پشههایی را میبینم که دور نان او میگردند ،
فهمیدم نانش چرب است که پشه دور آن پرواز میکند ! معلوم است که این
افسانه است ، آدمی که پشه را از یک فرسنگی ببیند ، چربی نان را از خود
پشهها زودتر میبیند .
یا میگویند بوعلی سینا در مدتی که در اصفهان تحصیل میکرد ، گفت من
نیمههای شبکه برای مطالعه برمیخیزم ، صدای چکش مسگرهای کاشان نمیگذارد
مطالعه کنم . رفتند تجربه کردند ، یک شب دستور دادند مسگرهای کاشان
چکش نزنند ، آن شب را بوعلی گفت آرام خوابیدم و یا آرام مطالعه کردم .
معلوم است که اینها افسانه است .
برای شیخ بهایی چقدر افسانه ساختند . این جور چیزها اختصاص به حادثه
عاشورا ندارد . مردم درباره بوعلی هر چه میگویند ، بگویند ، به کجا ضرر
میزند ؟ به هیچ جا . اما افرادی که شخصیت آنها ، شخصیت
[١] در شبهای عید غدیر آقای دکتر شریعتی یک بحث بسیار عالی راجع به این حس که در همه افراد بشر میل به اسطوره سازی و افسانه سازی و قهرمان سازی و قهرمان پرستی آن هم بشکل خارق العاده و فوق العادهای هست ، ایراد کردند .