حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥
خراسانی شرکت میکند و سالها یکی از بهترین شاگردان ایشان بوده است . مرحوم آقا سید محمد باقر قزوینی یکی از علمای قم بود ، پیر مرد بود و تقریبا سالهای اولی که ما در قم بودیم ، یعنی سی سال پیش فوت کرد . ایشان نقل میکرد که ما در درس مرحوم آخوند خراسانی بودیم ( آخوند خراسانی از آن مدرسهایی است که در جهان اسلام کم نظیر بوده ، یعنی اولا در اصول ، ملای فوق العاده و از اساتید این علم است و ثانیا در فن استادی بینظیر بوده ، در بیان و تحقیق و تقریر ، عجیب بوده ، در حوزه درسش هزار و دویست نفر شرکت میکردهاند که شاید پانصد تای آنها مجتهد بودهاند . میگویند صدای رسایی داشت به طوری که صدایش بدون بلند گو فضای مسجد را پر میکرد . یک شاگرد اگر میخواست اعتراض بکند ، حرف بزند ، بلند میشد تا بتواند حرفش را به استاد برساند ) یک وقت همین مرحوم آیت الله بروجردی که در آن وقت جوان بود ، بلند شد ، اعتراض به حرف استاد داشت ، حرف خودش را تقریر کرد ( ایشان هم بسیار خوش تقریر بودهاند ، ما در پیر مردی ایشان این را دیدیم . البته دهانشان کمی لرزش داشت ولی میگفتند در جوانیشان عجیب بودهاند ) مرحوم آخوند گفت یکبار دیگر بگو ، بار دیگر گفت ، آخوند فهمید راست میگوید ، ایرادش وارد است ، گفت الحمدالله نمردم و از شاگرد خودم استفاده کردم . تازه این مرد بعد از چند سال نجف ماندن بر میگردد به ایران . مگر در این موقع به مقام مرجعیت تقلید میرسد ؟ نه ، تازه سی سال دیگر یکسره کار میکند .