حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣١
چه حد است . خطبه حضرت زهرا علیه السلام ، توحید دارد در سطح توحید نهج البلاغه ، یعنی در سطحی که دست فلاسفه به آن نمیرسد . وقتی که درباره ذات حق و صفات حق صحبت میکند ، گویی در سطح بزرگترین فیلسوفان جهان است . از بوعلی سینا ساخته نیست که این طور خطبه بخواند . یکدفعه وارد در فلسفه احکام میشود ، خدا نماز را برای این واجب کرد ، روزه را برای این واجب کرد ، حج را برای این واجب کرد ، امر به معروف و نهی از منکر را برای این واجب کرد ، زکات را برای این واجب کرد و . . . بعد شروع میکند به ارزیابی قوم عرب قبل از اسلام و تحولی که اسلام در این قوم به وجود آورد که شما مردم عرب چنین و چنان بودید . وضع زندگی مادی و معنوی آنها قبل از اسلام را بررسی میکند و آنچه را که به وسیله پیغمبر از نظر زندگی مادی و معنوی به آنها ارزانی شده بود گوشزد مینماید . بعد در مقام استدلال و محاجه برمیآید . او در مسجد مدینه در حضور هزاران نفر است ، اما نمیرود بالای منبر که العیاذ بالله خود نمایی بکند . سنت پیغمبر این بوده که زنها جدا مینشستند و مردها جدا ، و پردهای بلند میان آنها کشیده میشد . زهرای اطهر از پشت پرده تمام سخنان خودش را گفت و زن و مرد مجلس را منقلب کرد . این معنای آن است که ذکر کردیم ، هم شخصیت دارد و هم عفاف ، هم پاکی دارد و هم حریم ، هیچوقت خودش را جلوی چشمهای گرسنه مردان قرار نمیدهد ، اما یک موجود دست و پا چلفتی هم نیست که چیزی سرش نشود و از