حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣
چند نفرند نه یک نفر . شخصی میگوید در یکی از جنگهای اسلامی ، از میان
مجروحین عبور میکردم ، آدمی را دیدم که افتاده و لحظات آخرش را طی
میکند ، و مجروح چون معمولا خون زیاد از بدنش میآید ، بیشتر تشنه میشود .
میگوید من فورا فهمیدم که این شخص به آب احتیاج دارد . رفتم یک ظرف
آب آوردم که به او بدهم ، اشاره کرد که آن برادرم مثل من تشنه است آب
را به او بدهید . رفتم سراغ او ، او هم اشاره کرد به یک نفر دیگر که آب
را به او بدهید . رفتم سراغ او ( بعضی نوشتهاند سه نفر بودهاند و بعضی
نوشتهاند ده نفر ) ، تا سراغ آخری رفتم دیدم تمام کرده است ، برگشتم به
ماقبل آخر دیدم او هم تمام کرده ، ما قبل او هم تمام کرده ، به اولی که
رسیدم دیدم او هم تمام کرده است . بالاخره من موفق نشدم به یک نفر از
اینها آب بدهم ، چون به سراغ هر کدام که رفتم گفت برو به سراغ دیگری .
این را میگویند ایثار که یکی از باشکوهترین تجلیات عاطفی روح انسان است
.
چرا سوره هل اتی نازل میشود که در آن میفرماید : « و یطعمون الطعام علی
حبه مسکینا و یتیما و اسیرا ، انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و
لا شکورا »[١] . برای ارج نهادن به ایثار . تجلی دادن این عاطفه انسانی
و اسلامی ، یکی از وظایف حادثه کربلا بوده است و گویی این نقش به عهده
ابوالفضل العباس گذاشته شده بود . ابوالفضل بعد از آنکه چهار هزار مامور
شریعه فرات را دریده است . وارد آن
[١] سوره الدهر ، آیه . ٨