حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١
مکه . این بود که صدایش در اطراف پیچید که حسین بن علی حاضر به بیعت نشد و لذا از مدینه به مکه رفت . خود این ، به اصطلاح ( اگر تعبیر درست باشد ) یک ژست تبلیغاتی بود برای رساندن هدف و پیام خودش به مردم . از این بالاتر که عجیب و فوق العاده است اینکه امام حسین علیه السلام در سوم شعبان وارد مکه میشود ، و ماههای رمضان ، شوال ، ذی القعده و ذی الحجه ( تا هشتم این ماه ) یعنی ایامی که عمره مستحب است و مردم از اطراف و اکناف به مکه میآیند را در آنجا میماند . کم کم فصل حج میرسد ، مردم از اطراف و اکناف و حتی از اقصا بلاد خراسان به مکه میآیند . روز ترویه میشود یعنی روز هشتم ذی الحجه ، روزی که همه برای حج از نو لباس احرام میپوشند و میخواهند به منی و عرفات بروند و اعمال حج را انجام بدهند . ناگهان ، امام حسین علیه السلام اعلام میکند که من میخواهم بطرف عراق بروم ، من میخواهم به طرف کوفه بروم . یعنی در چنین شرایطی پشت میکند به کعبه ، پشت میکند به حج ، یعنی من اعتراض دارم . اعتراض و انتقاد و عدم رضایت خودش را به این وسیله و به این شکل اعلام میکند . یعنی این کعبه دیگر در تسخیر بنی امیه است ، حجی که گردانندهاش یزید باشد ، برای مسلمین فایدهای نخواهد داشت . این پشت کردن به کعبه و اعمال حج در چنین روزی و اینکه بعد بگوید من برای رضای خدا رو به جهاد میکنم و پشت به حج ، رو به امر به معروف میکنم و پشت به حج ، این ، یک دنیا معنی داشت ، کار کوچکی نبود . ارزش تبلیغاتی ، اسلوب ، روش و متدکار در اینجا به