حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥
خطاب رخ داد ، این بود که یکی از پسران ابوسفیان به نام یزید والی شام
شد و بعد از او معاویه حاکم شام شد و بیست سال یعنی تا آخر حکومت عثمان
بر شامات که مشتمل بر سوریه فعلی و قسمتی از ترکیه فعلی و لبنان فعلی و
فلسطین فعلی بود ، حکومت میکرد . در اینجا یک جای پا و به اصطلاح جای
مهری برای بنیامیه پیدا شد و چه جای مهر اساسی ای !
عثمان که خلیفه شد گو اینکه با سایر بنی امیه از نظر روحی تفاوتهایی
داشت ( آدم خاصی بود ، با ابوسفیان متفاوت بود ) ولی بالاخره اموی بود .
باری ، پای بنی امیه بطور وسیعی در دستگاه اسلامی باز شد . بسیاری از
مناصب مهم اسلامی مانند حکومتهای مهم و بزرگ مصر ، کوفه و بصره ، به
دست بنی امیه افتاد . حتی وزارت خود عثمان به دست مروان حکم افتاد .
این ، قدم بس بزرگی بود که بنی امیه به طرف مقاصد خودشان پیش رفتند .
معاویه هم روز به روز وضع خودش را تحکیم میکرد . تا زمان عثمان اینها
فقط دو نیرو در اختیار داشتند ، یکی پستهای مهم سیاسی ، قدرت سیاسی و
دیگر ، بیت المال ، قدرت اقتصادی . با کشته شدن عثمان ، معاویه ، نیروی
دیگری را هم در خدمت خودش گرفت و آن اینکه ، یک مرتبه داستان خلیفه
مقتول و مظلوم را مطرح کرد و احساس دینی و مذهبی گروه زیادی از مردم را
( لااقل در همان منطقه شامات ) در اختیار گرفت . میگفت : خلیفه مسلمین
، خلیفه اسلام ، مظلوم کشته شد ، « من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا
[١] ، انتقام خون خلیفه مظلوم واجب
[١] سوره اسراء ، آیه . ٣٣